این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    افک به چه معناست

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    افک به چه معناست را از این سایت دریافت کنید.

    افک

    افک

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    افک به معنای تهمت مربوط به حادثه‌ای است که گروهی از مخالفان محمد پیامبر اسلام در مدینه، مشهور به منافقان، به یکی از همسران محمد تهمت زنای محصنه زدند. آیات ۱۱ تا ۲۶ سوره نور به این موضوع مربوط می‌شود. منابع عامه متفقند که آن همسر عایشه بوده‌است، اما برخی از شیعیان آن روایات را قبول ندارد و می‌گوید که ماجرا به ماریه قبطیه مربوط می‌شود. به نظر محمدحسین طباطبایی، عالم شیعه، هر دو دسته از روایات عامه و شیعه اشکالات جدی دارد.[۱]

    به نوشته رابرت گلیو و پوناوالا کینه عایشه نسبت به علی از واقعه افک در زمان حیات محمد نشئت می‌گرفت، که به نوشته سیره نویسان، وقتی برخی به عایشه تهمت زدند، علی به محمد پیشنهاد کرد عایشه را طلاق دهد.[۲][۳] محمدحسین طباطبایی، این روایت را که در ماجرای افک دربارهٔ عایشه توسط عامه نقل شده‌است را نزد شیعه معتبر نمی‌داند.[۴] اما در ماجرای تحریم در قرآن، علی به عنوان حامی محمد، در برابر عایشه و حفصه قرار گرفته‌است، که مورد قبول شیعه و عامه می‌باشد.[۵]

    ماریه قبطی[ویرایش]

    ماریه قبطی و پسر عمویش جريح قبطى کنیز و غلامی بودند که حاکم مصر مقوقس به محمد پیامبر اسلام هدیه داد، محمد نیز ماریه را به عنوان کنیز خود انتخاب نمود پس از مدتی ماریه حامله شد و برای محمد پسری به نام ابراهیم را به دنیا آورد، اما ابراهیم در ۱۸ ماهگی یا ۲۱ ماهگی مرد، به دنبال مرگ ابراهیم محمد بسیار ناراحت و اندوهناک شد در این زمان عایشه همسر محمد نزد او آمد و گفت که ای محمد ناراحت نباش چراکه ابراهیم اصلا پسر تو نبوده است و تهمت زنا میان ماریه و جريح قبطى را با محمد در میان گذاشت و گفت ابراهیم پسر جريح قبطى است نه تو، محمد با شنیدن این سخنان عایشه خشمگین شد و علی ابن ابی طالب را صدا زد و به او فرمان داد که برو جريح قبطى را بکش که با کنیز من(ماریه قبطی) زنا کرده، علی نیز با خشم به دنبال جريح قبطى برفت و چون جريح علی را با خشم و شمشیر دید پا به فرار گذاشت و از درخت نخلی بالا رفت تا از دست علی مصون بماند اما ناگهان از درخت به زمین افتاد و پارچه‌ای که برای پوشاندن عورت خود استفاده می‌کرد هنگام سقوط از درخت باز شد و علی ابن ابی طالب در آن لحظه عورت جريح را دید که اخته شده است به همین دلیل از کشتن آن غلام دست کشید و نزد محمد بازگشت و ماجرا را بیان نمود محمد بعد از مشخص شدن وضعیت آیات ۱۱ تا ۲۶ سوره نور را بیان کرد که مبنی بر عدم تهمت زنا بدون شاهد بر دیگران بود.[۶]

    آیات قرآن[ویرایش]

    ان الّذین جاء و بالافک عصبة منکم لا تحسبوه شرا لکم بل هو خیر لکم لکل امری منهم ما اکتسب من الاثم و الّذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم (۱۱)

    لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا و قالوا هذا افک مبین (۱۲)

    لو لا جاء و علیه باربعة شهداء فاذ لم یاتوا بالشهداء فاولئک عند اللّه هم الکاذبون (۱۳)

    و لو لا فضل اللّه علیکم و رحمتة فی الدنیا و الاخرة لمسکم فی ما افضتم فیه عذاب عظیم (۱۴)

    اذ تلقونه بالسنتکم و تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هینا و هو عند اللّه عظیم (۱۵)

    و لو لا اذ سمعتموه قلتم ما یکون لنا ان نتکلم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم (۱۶)

    یعظکم الله ان تعودوا لمثله ابداً ان کنتم مؤمنین (۱۷)

    و یبیّن الله لکم الایت و اللّه علیم حکیم (۱۸)

    ان الّذین یحبّون ان تشیع الفحشة فی الّذین ءامنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخرة و اللّه یعلم و انتم لا تعلمون (۱۹)

    و لو لا فضل‌الله علیکم و رحمتة و ان اللّه رءوف رحیم (۲۰)

    یایها الّذین ءامنوا لا تتبعوا خطوت الشیطان و من یتبع خطوت الشیطان فانّه یامر بالفحشاء و المنکر و لو لا فضل اللّه علیکم و رحمتة ما زکی منکم من احد ابداً و لکن اللّه یزکی من یشاء و اللّه سمیع علیم (۲۱)

    ولا یاتل اولوا الفضل منکم و السعة ان یوتوا اولی القربی و المساکین و المهاجرین فی سبیل اللّه و لیعفوا و لیصفحوا الا تحبون ان یغفر اللّه لکم و اللّه غفور رحیم (۲۲)

    ان الّذین یرمون المحصنات الغا فلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الاخرة و لهم عذاب عظیم (۲۳)

    یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون (۲۴)

    یومئذ یوفّیهم اللّه دینهم الحق و یعلمون ان اللّه هو الحق المبین (۲۵)

    الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثت و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات اولئک مبرّون ممّا یقولون لهم مغفرة و رزق کریم (۲۶)

    منابع[ویرایش]

    ↑ طباطبایی، ، بحث روایی ذیل آیات ۱۱ تا ۲۶ سوره نور.

    ↑ Poonawala، .

    ↑ Gleave, Robert M.. "Alī b. Abī Ṭālib."Encyclopaedia of Islam, THREE. , 2012.

    ↑ طباطبایی، ، بحث روایی ذیل آیات ۱۱ تا ۲۶ سوره نور.

    ↑ طباطبایی، ، بحث روایی ذیل آیات ۱ تا ۹ سوره تحریم.

    ↑ نام کتاب: تاریخ اسلام در آینه پژوهش، نویسنده: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، جلد:۷ صفحه:۶

    گسترش نبو

    شخصیّت‌ها و اَعلامِ قرآنی

    رده‌ها: آیه‌های قرآنزنان محمد

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    افک

    معنی افک - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    افک

    بستن تبلیغات

    لغت نامه دهخدا

    افک. [ اِ ] ( ع مص ) اَفْک. اَفَک. اُفوک. دروغ گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن جرجانی ). دروغ گفتن. دروغ بستن. ( آنندراج ). || گردانیدن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). برگردانیدن کسی را از چیزی ، یا برگردانیدن رأی او را. ( ناظم الاطباء ). || گردانیدن کسی را بر اینکه دروغ گوید. || محروم گردانیدن کسی را از مقصودش.( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) دروغ. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کذب ، افکة، افیکة. ( اقرب الموارد ). دروغ و بهتان. ( غیاث اللغات ). تهمت. افت. افترا. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به تفسیر ابوالفتوح ج 5 سوره نور و نفایس الفنون کتاب علم تصوف شود.

    - خبر افک ؛ خبر دروغ. و مراد آن تهمتی است که منافقان بعایشه بنت ابی بکر بستند و روح الامین رسول ( ص ) را بکذب بودن آن آگاه کرد و این آیات نازل گردید: ان الذین جاؤا بالافک عصبة منکم لاتحسبوه شراً لکم بل هو خیر لکم لکل امری منهم ما اکتسب من الاثم و الذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم. لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بانفسهم خیراً و قالوا هذا افک مبین. لولا جاؤا علیه باربعة شهداء فاذ لم یأتوا بالشهداء فاولئک عنداﷲ هم الکاذبون. ( قرآن 11/24-13 ).

    افک. [ اَ ] ( ع مص ) برگردانیدن کسی را از چیزی یا برگردانیدن رأی کسی را. و به این معنی با «عن »متعدی شود. ( از منتهی الارب ). برگردانیدن و رأی کسی را بدل کردن. ( از اقرب الموارد ). برگردانیدن و بازگردانیدن از چیزی. ( آنندراج ): اء جئتنا لتأفکنا عن آلهتنا. ( قرآن 22/46 ). || برگردانیدن کسی را بر دروغ گفتن. ( منتهی الارب ). بگردانیدن و دروغ گفتن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || محروم گردانیدن کسی را از مقصودش. ( منتهی الارب ) . || بخیر و نیکی نارسیدن. ( آنندراج ). || بی باران و بی گیاه شدن زمین. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). و به این معنی بصورت مجهول بکار رود. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ضعیف رأی گردیدن. ( ناظم الاطباء ). سست عقل گردیدن مرد. ( از اقرب الموارد ). و به این معنی نیز فعل آن بصورت مجهول استعمال شود. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).

    افک. [ اَ ف َک ک ] ( ع ص ، اِ ) کسی که پیوند کتف او از ضعف و سستی منفرج شده باشد. ( ناظم الاطباء ). مرد گشاد پیوند کتف از ضعف و سستی. ( منتهی الارب ). آنک دوشش از جای بیامده بود از سستی. ( تاج المصادر بیهقی ). || زنخ یا بن سربینی یا فراهم آمدنگاه هر دو زنخ. ( منتهی الارب ). زنخ. فک. ( ناظم الاطباء ).

    بیشتر بخوانید ... بستن تبلیغات

    فرهنگ فارسی

    ( اسم ) دروغ تهمت . جمع افوک

    فرهنگ معین

    ( اِ ) [ ع . ] ( اِ. )دروغ ، تهمت .

    فرهنگ عمید

    ۱. دروغ. ۲. تهمت.

    دانشنامه اسلامی

    [ویکی فقه] افک رخدادی در آغاز اسلام با نسبت ناروا به عایشه یا ماریه می باشد.

    افک به معنای برگرداندن و وارونه کردن یا هر چیزی است که از حقیقتش بازگردانده شود. دروغ را نیز به اعتبار وارونه ساختن حقیقت، «افک» گفته اند. برخی نیز آن را به معنای دروغ بزرگ و آشکار دانسته اند. در اصطلاح تاریخ نگاران و سیره نویسان، «افک» برگرفته از آیات ۱۱-۱۲ نور/ ۲۴ و اشاره به داستان گروهی از مسلمانان در آغاز اسلام است که نسبتی ناروا به خانواده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم دادند و با انتشار آن خواستند به جامعه مسلمانان آسیب برسانند. قرآن کریم در آیات ۱۱-۲۱ نور/۲۴: {ان الذین جاؤ بالافک عصبة منکم... } به داستان آنان اشاره کرده، از مسلمانان می خواهد که آن را خیر بدانند.آن گاه یادآور می شود هر کس در این شایعه پردازی شرکت کرده، گناه خویش را به دوش می کشد و کیفر بزرگ از آن کسی است که سهم عمده در آن داشته است. سپس مردان و زنان مؤمن را به چند سبب نکوهش می کند؛ از جمله: گمان نیک نبردن به کسانی که بدان ها تهمت زده شد؛ دروغ و تهمت نشمردن داستان با نبود چهار شاهد؛ دامن زدن به شایعه و خبری که از آن آگاهی نداشتند؛ کوچک شمردن سخنانی که نزد خداوند بزرگ است؛ و خودداری نکردن از تهمت. آن گاه، به یاد می آورد که اگر فضل و رحمت و مهربانی خداوند در دنیا و آخرت نبود، عذابی بزرگ بر آنان نازل می شد. سپس هشدار می دهد که مبادا دیگر بار چنین کنند. کسانی که دوست دارند زشتی و فحشا را درباره مؤمنان بپراکنند، به کیفری دردناک در دنیا و آخرت تهدید می شوند. مؤمنان نباید گام در راه شیطان نهند؛ زیرا او به زشتی و بدی فرمان می دهد. فضل و رحمت خدا است که سبب پاکی انسان می گردد.

    شأن نزول

    فخر رازی همه مسلمانان را در نسبت دادن آیات افک به داستان عایشه هم باور می داند. محمدجواد مغنیه با اندکی تفاوت، به هم داستانی همه گروه های مسلمان، جز اندکی، در این زمینه تصریح می کند. در واقع، جز تفسیر قمی و به تبع آن برخی محدثان، مفسران و محققان شیعه که داستان را درباره ماریه قبطیه و تهمت عایشه و شماری دیگر به وی دانسته اند، مفسران اهل سنت و نیز بسیاری از مفسران شیعه به پشتوانه روایاتی شان نزول آیات یاد شده را برائت عایشه از این اتهام می دانند. اشاره برخی منابع شیعی سده سوم به حد خوردن اهل افک از مسطح بن اثاثه، دست کم مؤید پذیرش نسبت افک به عایشه است. منابع شیعی متاخر نیز افک را درباره تهمت به عایشه دانسته اند. منابع اهل سنت با وجود گزارش تهمت به ماریه، آن را شان نزول آیات افک ندانسته اند.

    تفصیل ماجرای افک

    بر پایه گزارش ابن اسحق (م. ۱۵۱ق.) پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در جنگ ها میان همسران خود قرعه می انداخت و یکی را با خود می برد. در نبرد بنی مصطلق، قرعه به نام عایشه افتاد. در مسیر بازگشت و در یکی از منزلگاه های نزدیک مدینه، شبانگاه اعلان می کنند که کاروان حرکت کند. عایشه که برای قضای حاجت بیرون شده بود، در بازگشت در می یابد که گردنبندش را گم کرده است و برای یافتن آن باز می گردد. در همان حال، کاروان به گمان این که عایشه در کجاوه است، حرکت می کند. او پس از یافتن گردنبند باز می گردد؛ اما می بیند آنان رفته اند. به امید آن که کاروان برای یافتن او بازمی گردد، همان جا می ماند و خوابش می برد. صفوان بن معطل سلمی که از پشت کاروان حرکت می کرد، به عایشه رسید و از آن جا که پیش از نزول آیه حجاب او را دیده بود، وی را شناخت. عایشه با شنیدن صدای استرجاع صفوان از خواب برخاست. بر شتر سوار شد و هر دو صبحگاهان به کاروان پیوستند. اهل افک به تهمت پراکنی درباره عایشه پرداختند. عایشه در ادامه گزارش می گوید که یک ماه بیمار بوده و در این مدت از خبرسازی بر ضد خود خبر نداشته است. او تنها می دید که لطف و محبت پیامبر درباره وی کم شده است. از پیامبر اجازه خواست نزد مادرش برود تا از او پرستاری کند. شبی با ام مسطح برای قضای حاجت بیرون رفته بود که او فرزندش مسطح را نفرین کرد. عایشه از کار او شگفت زده شد و ام مسطح دلیل این کار را شایعه پراکنی فرزندش بر ضد عایشه دانست. عایشه از ناراحتی سخت گریست. مادرش او را دلداری داد و شیوع خبر را برآمده از حسادت دیگر همسران پیامبر و مردم دانست.عایشه تهمت زنندگان را مردانی از خزرج همراه مسطح و حمنه بنت جحش به سردستگی عبدالله بن ابی بن سلول می داند. پیامبر برای مردم خطبه خواند و اعلان کرد: چه کسی مرا در برابر مردمی که به خانواده ام طعنه می زنند، یاری می دهد؟ اسید بن حضیر گفت: اگر از قبیله اوس باشد، مجازاتش می کنیم و اگر از خزرج باشد، منتظر فرمان شماییم. سعد بن عباده، بزرگ خزرج، بر پایه تعصب با او مشاجره کرد. دو قبیله تا مرز نبرد پیش رفتند و پیامبر آنان را خاموش ساخت. آن گاه، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم از علی علیه السّلام و اسامة بن زید در این مسئله مشورت خواست. اسامه عایشه را تبرئه کرد. امام علی علیه السّلام ضمن تاکید بر این که زنان بسیارند و پیامبر می تواند با فردی دیگر ازدواج کند، پیشنهاد کرد درباره درستی خبر از بریره، کنیز عایشه، سؤال کنند. سپس بریره را سخت تنبیه کرد و خواست تا راست بگوید. او نیز عایشه را تبرئه کرد. عایشه نزد پدر و مادرش بسیار گریست و زنی از انصار نیز با او در گریستن همراه شد. در این حال، پیامبر وارد شد و او را از سخن مردم درباره وی آگاه کرد و گفت: اگر پاک باشی، خدا تو را تبرئه خواهد کرد و اگر گناهی کرده ای، توبه کن. عایشه با شنیدن این سخن باز گریست و از پدر و مادرش خواست تا پاسخ پیامبر را بدهند. اما آنان از این کار خودداری کردند. عایشه تاکید می کند خود را شایسته آن نمی دانست که وحی درباره او نازل شود. اما امیدوار بود خدا پاکی اش را در خواب به پیامبر نشان دهد. عایشه در واکنش به درخواست پیامبر گفت: «اگر خود را چنان که هستم، تبرئه کنم، شما باور نمی کنید و اگر بر خلاف واقع به گناهم اعتراف کنم، تصدیقم می نمایید. از خدا می خواهم مرا تبرئه کند.» در همان مجلس، وحی نازل شد و پیامبر به عایشه بشارت داد که خدا وی را تبرئه کرده است. او نیز گفت: «خدا را می ستایم و نه شما را.» پیامبر نزد مردم رفت و آیه را تلاوت کرد و دستور داد مسطح بن اثاثه، حسان بن ثابت و حمنه بنت جحش را حد بزنند.

    منبع مطلب : abadis.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 12 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید