این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    لیلی گلستان کیست

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    لیلی گلستان کیست را از این سایت دریافت کنید.

    لیلی گلستان

    لیلی گلستان

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    لیلی گلستان

    زادهٔ ۲۳ تیر ۱۳۲۳ ‏(۷۸ سال)

    تهران

    محل زندگی تهران، دروس

    ملیت ایرانی

    پیشه مترجم، نگارخانه‌دار، نقاش

    همسر(ها) نعمت حقیقی فرزندان مانی حقیقی صنم حقیقی محمود حقیقی

    والدین ابراهیم گلستان

    فخری گلستان

    جایزه(ها) شوالیه ادب و هنر فرانسه

    لیلی گلستان[۱] (زادهٔ ۲۳ تیر ۱۳۲۳ - تهران) مترجم و نگارخانه‌دار ایرانی و عضو کانون نویسندگان ایران است. وی دختر ابراهیم گلستان و فخری گلستان و خواهر کاوه گلستان است که با نعمت حقیقی ازدواج کرد و پس از ۶ سال از او جدا شد.[۲] حاصل آن ازدواج سه فرزند است: مانی، صنم و محمود حقیقی. در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه (نخل آکادمیک) توسط سفیر دولت فرانسه در تهران به لیلی گلستان اهدا شد.[۳]

    زندگی[ویرایش]

    لیلی گلستان همراه مادرش

    لیلی گلستان در ۲۳ تیر ۱۳۲۳ در تهران به‌دنیا آمد. پدرش ابراهیم گلستان در آن زمان کارمند شرکت نفت بود و مادرش فخری گلستان معلم و هر دو عضو حزب توده ایران بودند.[۴]

    کودکی و نوجوانی[ویرایش]

    با منتقل شدن پدر به آبادان، لیلی دوران خردسالی خود را در آن شهر گذراند و در همین شهر به مدرسه رفت و در همان‌جا بود که برادرش کاوه به دنیا آمد. در همان سال‌های نخست تحصیل ابتدایی به تهران بازگشتند. پدرش در اطراف روستای دروس (که هم‌اکنون محله‌ای‌ست در شمیران) خانه‌ای می‌سازد و خانواده به آنجا می‌روند.

    ابراهیم گلستان با انتشار کتاب‌ها و ساخت فیلم‌هایش به مرور به شهرت می‌رسد و خانهٔ خانوادهٔ گلستان به مرکز رفت‌وآمد بسیاری از هنرمندان و نویسندگان آن دوران تبدیل می‌شود. لیلی گلستان از همین دوران به تفاوت زندگی‌ای عجین با فرهنگ و هنر آشنا می‌شود. گلستان خود در این باره می‌نویسد: «آن خانه تبدیل شد به مرکز فرهنگی هنری تهران. همه نقاش‌ها و نویسنده‌ها و شعرا جمعه‌ها خانهٔ ما بودند. آل‌احمد، چوبک، پرویز داریوش، اخوان ثالث، بعدها یدالله رؤیایی، فرخ غفاری، جلال مقدم، سیمین دانشور و گاهی جوان‌ترها مثل بیضایی، سپانلو یا احمدرضا احمدی. من هم تماشاگر یک تئاتر بزرگ بودم.»[۵]

    این دوران و ارتباط لیلی و پدرش در این برهه خالی از سختی و تنش نبوده‌ست؛ حساسیت و عصبی بودن ابراهیم که با به شهرت رسیدن وی شدیدتر هم شده بود و آنچه لیلی گلستان، حساس، مستبد، و «شاید یک مقداری هم خودخواه»[۶] بودن می‌خواند، باعث اندوه و آزار وی می‌شود. سخنرانی لیلی گلستان در کنفرانس تداکس‌ تهران ۲۰۱۹ مبین همین مطلب است. این سخنرانی با استقبال بسیار زیادی مواجه شد و بازدید ویدئوهای آن در شبکه‌های اجتماعی به بیش از یک میلیون بار رسید. همین باعث به وجود آمدن بحث‌های زیادی پیرامون این سخنرانی‌ها شد. [۷][۸] گلستان بعدها و در سال ۱۴۰۰ در کتابی زیر عنوان «خواستم، شد.» به تفصیل رابطه خود با پدرش را شرح داد و به حواشی سخنرانی‌اش پاسخ گفت.[۹]

    فرانسه[ویرایش]

    لیلی گلستان و آندره تارکوفسکی در فستیوال ونیز

    تا کلاس نهم دبیرستان در تهران تحصیل کرد و سپس راهی فرانسه شد تا در مدرسهٔ شبانه‌روزی توسط راهبه‌های دومینیکن اداره می‌شد تحصیل کند. بعد از یک سال تحصیل در این مدرسه به پاریس رفت و سه سال هم در پاریس درس خواند. این سال‌های اقامت و تحصیل در پاریس به دلیل دوری از دوستان و خانواده بر وی آسان نگذشت[۶] ولی از دستاوردهای این دوران اقامت در اروپا، علاوه بر دسترسی داشتن به رویدادهای سینمایی‌ای چون جشنوارهٔ ونیز، دیدار و آشنایی با سینماگرانی چون تارکوفسکی، گدار، و تروفو بود. او در خاطراتش چنین می‌نویسد: «یک بار پدرم برای کار استودیویش به پاریس آمد و یک روز به من گفت که امروز با چند فرانسوی قرار ناهار دارد و مرا با خودش برد. من هیجده، نوزده سال داشتم. وقتی به رستوران رفتیم. پدرم آن دو فرانسوی را به من و من را به آن دو معرفی کرد: دخترم لیلی. مسیو ژان لوک گدار، مسیو فرانسوا تروفو! من بهت‌زده و حیرت‌زده زبانم بند آمده بود.»[۱۰]

    بازگشت به ایران[ویرایش]

    در بازگشت به ایران به عنوان طراح پارچه در کارخانجات پارچه‌بافی مقدم استخدام شد. پس از بیرون آمدن از آن‌جا در ۱۳۴۵ به سازمان تازه تأسیس تلویزیون ملی ایران رفت و به عنوان طراح لباس استخدام شد. پس از مدت کوتاهی به مدیریت برنامهٔ کودکان و نوجوانان برگزیده شد. با نعمت حقیقی که فیلم‌بردار تلویزیون بود آشنا شد و در تیرماه ۱۳۴۷ با او ازدواج کرد. پس از یازده ماه نخستین فرزندشان، مانی، به دنیا آمد و سه سال بعد دوقلوهای‌شان صنم و محمود به دنیا آمدند. زندگی مشترک با نعمت حقیقی ۶ سال به طول انجامید. پس از جدایی، فرزندان پیش مادرشان ماندند. تلویزیون را نیز پس از هفت سال فعالیت ترک کرد و به نوشتن در روزنامه‌ها و مجلات و ترجمه روی آورد. با ترجمهٔ ، اثر اوریانا فالاچی، به‌عنوان مترجم مطرح شد. به مدیریت خانهٔ صادق هدایت برگزیده شد که در سال ۱۳۵۶ استعفا داد.

    لیلی گلستان در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۹۵ نامه‌ای سرگشاده به رئیس‌جمهور نوشت با عنوان «اهل فرهنگ خسته و دلمرده‌اند» که متن کامل آن در روزنامه «شرق» منتشر شده‌است.«نامهٔ لیلی گلستان به رئیس‌جمهور: آبروی مملکت را بخرید». بتا نیوز. ۲۴ تیر ۱۳۹۵.

    سید محمد شریف تقوی شیرازی

    سید محمد حسن وثوق تقوی شیرازی سید محمد تقی تقوی شیرازی

    فخری گلستان ابراهیم گلستان شاهرخ گلستان ایرج گلستان

    هنگامه گلستان کاوه گلستان لیلی گلستان نعمت حقیقی

    مهرک گلستان مانی حقیقی

    کتابفروشی و نگارخانهٔ گلستان[ویرایش]

    در ۱۳۶۰ در گاراژ خانه‌اش کتاب‌فروشی گلستان را دایر کرد. این کتاب‌فروشی به‌زودی معروف شد و نویسندگان و شعرایی نظیر احمد شاملو، محمد زهری، احمد محمود، علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، عبدالحسین نوایی و بسیاری دیگر مرتب به آن‌جا می‌رفتند.[۱۱]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    بیوگرافی لیلی گلستان نویسنده و مترجم مادر مانی حقیقی +حاشیه ها

    لیلی گلستان متولد ۲ تیر ۱۳۲۳ در تهران بوده او مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران است لیلی گلستان دختر ابراهیم گلستان و فخری گلستان و خواهر کاوه گلستان و

    بیوگرافی

    بیوگرافی لیلی گلستان نویسنده و مترجم مادر مانی حقیقی +حاشیه ها

    بیوگرافی لیلی گلستان نویسنده و مترجم مادر مانی حقیقی +حاشیه ها لیلی گلستان کیست

    لردخت3 روز پیش0 خواندن این مطلب 2 دقیقه زمان میبرد

    لیلی گلستان متولد ۲ تیر ۱۳۲۳ در تهران بوده او مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران است لیلی گلستان دختر ابراهیم گلستان و فخری گلستان و خواهر کاوه گلستان و مادر مانی حقیقی است همسر وی نعمت حقیقی میباشد.

    بیوگرافی لیلی گلستان

    لیلی گلستان از نویسنده ها و مترجمان ایرانی است او دارای جایزه شوالیه ادبیات و هنر فرانسه است

    لیلی گلستان را باید یکی از راویان تاریخ شفاهی ایران در هفت دهه گذشته دانست. او که فرزند ابراهیم گلستان بود، از همان دوران کودکی این شانس را داشت که با بسیاری از شخصیت‌های تأثیرگذار فرهنگ و هنر ایران در ارتباط باشد و از بسیاری از رویدادهایی که فرهنگ و هنر آینده ایران را رقم زد، آگاه شود. بعدها البته توانست خود را به عنوان زنی مستقل، جدی و پرتلاش، مترجمی با آثار قابل تحسین و البته مدیری موفق در عرصه فرهنگ و هنر ثابت کند. به اینها سهم انکارناپذیر او را در کشف و پرورش استعداد هنرمندان جوان در سه دهه گذشته اضافه کنید.

    مهاجرت به فرانسه

    لیلی گلستان تا کلاس نهم دبیرستان در تهران تحصیل کرد و سپس راهی فرانسه شد تا در مدرسهٔ شبانه‌روزی توسط راهبه‌های دومینیکن اداره می‌شد تحصیل کند.

    مطلب مشابه: توهین لیلی گلستان به شهناز تهرانی و پاسخ جالب شهناز تهرانی

    بعد از یک سال تحصیل در این مدرسه به پاریس رفت و سه سال هم در پاریس درس خواند. این سال‌های اقامت و تحصیل در پاریس به دلیل دوری از دوستان و خانواده بر وی آسان نگذشت[۶] ولی از دستاوردهای این دوران اقامت در اروپا، علاوه بر دسترسی داشتن به رویدادهای سینمایی‌ای چون جشنوارهٔ ونیز، دیدار و آشنایی با سینماگرانی چون تارکوفسکی، گدار، و تروفو بود.

    او در خاطراتش چنین می‌نویسد: «یک بار پدرم برای کار استودیویش به پاریس آمد و یک روز به من گفت که امروز با چند فرانسوی قرار ناهار دارد و مرا با خودش برد. من هیجده، نوزده سال داشتم. وقتی به رستوران رفتیم. پدرم آن دو فرانسوی را به من و من را به آن دو معرفی کرد: دخترم لیلی. مسیو ژان لوک گدار، مسیو فرانسوا تروفو! من بهت‌زده و حیرت‌زده زبانم بند آمده بود.

    مطلب مشابه: بیوگرافی شهروز ملک آرایی دوبلور و صداپیشه

    لیلی گلستان میگوید هنوز هم فکر می کنم آدم بسیار خوش شانسی بودم که از کودکی شاهد و مشاهده این اتفاقات بودم. این افراد نویسنده، شاعر، نقاش، موسیقی دان و اغلب از بهترین ها بودند. اول از همه جلال آل احمد و سیمین خانم آمدند و چون بچه نداشتند من بچه آنها شدم و وقتی به جاهایی می رفتند مرا با خودشان می بردند و خیلی خوشم آمد.

    پاریس که بودم، شنبه، یکشنبه‌ها می‌رفتم خانه پدر پری صابری. گاهی اوقات مسافرانی که از تهران می‌آمدند پاریس، موقع بازگشت آقای صابری می‌گفت این شماره تلفن را بگیرید بگویید بچه‌ات دارد می‌میرد. همه‌اش گریه می‌کند. نه چیزی می‌خورد و نه درس می‌خواند. بابام می‌گفت عادت می‌کند. دیکتاتور بود.

    نمایشگر ویدیو 00:00 00:00 لینکدین ‫تامبلر ‫پین‌ترست ‫رددیت ‫VKontakte

    اشتراک گذاری از طریق ایمیل

    چاپ

    منبع مطلب : lordokht.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید