این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    مخالف کلمه تشکر

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    مخالف کلمه تشکر را از این سایت دریافت کنید.

    مترادف و متضاد تشکر

    مترادف و متضاد تشکر را از این سایت دریافت کنید.

    مترادف و متضاد تشکر

    دسته بندی : جوابگو مطالب سایت

    مترادف و متضاد کلمه تشکر واژه مخالف مصدر بن ماضی مضارع مستقبل مفرد و جمع از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : امتنان، سپاس، سپاس‌داری، سپاس‌گزاری، قدردانی (متضاد) ناسپاسی، حق‌ناشناسی، شکر کردن، سپاس‌گذاری کردن، سپاس داشتن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟

    بله خیر ناشناس 1 ماه قبل -2 تشکر مهسا ولی 1 ماه قبل 0 مخالف شکر مهسا ولی 1 ماه قبل 0 شکر حمد سپاس تانیا 10 ماه قبل 0 مخالف تشکر لطفا تانیا 10 ماه قبل 0 مخالف تشکر لطفا کثری 12 ماه قبل 1 مخالف تشکر گیسو 12 ماه قبل 0 مخالف تشکر 7 پاسخ ادمین

    منبع مطلب : nexinfo.ir

    جست‌وجوی تشکر

    تشکر

    /tašakkor/

    معنی

    شکر کردن؛ سپاسگزاری ‌کردن.

    فرهنگ فارسی عمید

    مترادف و متضاد

    ۱. امتنان، سپاس، سپاسداری، سپاسگزاری، قدردانی ≠ ناسپاسی، حقناشناسی

    ۲. شکر کردن، سپاسگذاری کردن، سپاس داشتن

    برابر فارسی

    سپاسگزاری، سپاسمندی، سپاس

    فعل

    بن گذشته: تشکر کرد بن حال: تشکر کن

    دیکشنری

    appreciation, thank-you, thanks

    نتایج بیشتر تنها برای کاربران ویژه

    جست‌وجوی دقیق

    تشکر

    واژگان مترادف و متضاد

    ۱. امتنان، سپاس، سپاسداری، سپاسگزاری، قدردانی ≠ ناسپاسی، حقناشناسی ۲. شکر کردن، سپاسگذاری کردن، سپاس داشتن

    تشکر

    فرهنگ واژه‌های سره

    سپاسگزاری، سپاسمندی، سپاس

    تشکر

    فرهنگ فارسی معین

    (تَ شَ کُّ) [ ع . ] (مص ل .) شکر کردن ، سپاسگزاری .

    تشکر

    لغت‌نامه دهخدا

    تشکر. [ ت َ ش َک ْ ک ُ ] (ع مص )سپاس داری نمودن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سپاس داری کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با لام متعدی شود. یقال : تشکر له بلائه ؛ ای شکر له بلاء. (منتهی الارب ). سپاسگزاری کردن .

    تشکر

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم مصدر) [عربی] tašakkor شکر کردن؛ سپاسگزاری ‌کردن.

    تشکر

    دیکشنری فارسی به عربی

    اسخر واژه‌های مشابه

    با تشکر

    فرهنگ واژه‌های سره

    با سپاس

    حصن تشکر

    لغت‌نامه دهخدا

    حصن تشکر. [ ح ِ ن ِ ت َ ک ُ ] (اِخ )حصنی به اسپانیا. (حلل سندسیه ج 1 ص 76 و ج 2 ص 330).

    تشکر کردن

    دیکشنری فارسی به عربی

    اسخر

    ابراز تشکر کرد

    دیکشنری فارسی به عربی

    أعرب عن إمتنانه

    تشکر و اعتذار

    فرهنگ گنجواژه

    سپاسگزاری رایج درپاسخ در پایان مراسم ختم.

    واژه‌های هم‌آوا

    طشکر

    لغت‌نامه دهخدا

    طشکر. [ طِ ک َ ] (اِخ ) حصاری است بس استوار در شهرستان جیان از اعمال اندلس و بر زبر آن نتوان شدن مگر با نردبان . (معجم البلدان ج 6 ص 49). حصنی به اسپانیا، نزدیک شهر بسطة.

    منبع مطلب : www.vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 14 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید