این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی حنیف

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی حنیف را از این سایت دریافت کنید.

    حنیف

    معنی حنیف - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    حنیف

    /hanif/

    مترادف حنیف: مسلمان، موحد ، راست کیش، پاک دین، راست دین ، راست، برحق، درستمتضاد حنیف: کافر، مشرک، ناخداباور، بدکیش، ناحق

    فارسی به انگلیسی

    orthodox, orthodox(moslem)

    مترادف ها

    orthodox (صفت)

    درست، فریور، حنیف، دارای عقیده درست، مطابق عقاید کلیسای مسیح، مطابق مرسوم

    فرهنگ اسم ها

    اسم: حنیف (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: hanif) (فارسی: حَنيف) (انگلیسی: hanif) معنی: راستین، مستقیم، ثابت و پایدار در دین، معتقد به اسلام، ( عربی )، درست و پاک، ( در ادیان ) معتقد به یگانگی خداوند، خداپرست پیش از ظهور اسلام، خداپرست برچسب ها: اسم، اسم با ح، اسم پسر، اسم عربی، اسم مذهبی و قرآنی

    لغت نامه دهخدا

    حنیف. [ ح َ ] ( ع ص ،اِ ) مایل از هر دین باطل بسوی دین اسلام ثابت بر آن.( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || برگشته از ملت های باطل. ( ترجمان عادل بن علی ). || حاجی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). و در کلیات آمده در هر موضعی از قرآن که حنیف با مسلم آمده ، مراد حاجی است نحو ولکن کان حنیفاًمسلماً و در هر موضع به تنهایی آمده ، به معنی مسلم است نحو حنیفاً ﷲ. ( اقرب الموارد ). || آنکه در ملت ابراهیم ( ع ) باشد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ج ، حُنفاء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || کوتاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قصیر. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || کفشگر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حذاء. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || مختون. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ختنه کرده. || مسلمان. ( مهذب الاسماء ). مسلمان راست دین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پاک دین. فرهودی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || مستقیم. ( اقرب الموارد ).

    - دین حنیف ؛ دین راست بدون اعوجاج. ( ناظم الاطباء ).

    حنیف. [ ] ( اِخ ) ابن ریاب الانصاری. یکی از اصحاب است. در غزوه احد و دیگرغزوات حضور داشت و در محاربه معونه بشهادت رسید.

    فرهنگ فارسی

    ثابت وپایداردردین، متمسک بدین اسلام یاملت موحد

    (صفت ) ۱ - راست مستقیم . ۲ - ثابت در دین راست کیش . ۲ - آنکه در ملت ابراهیم باشد متمسک بدین اسلام . جمع : حنفائ .

    ابن ریاب الانصاری یکی از اصحاب است در غزوه احد و دیگر غزوات حضور داشت و در محاربه معونه بشهادت رسید .

    فرهنگ معین

    (حَ نِ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - راست ، مستقیم . ۲ - معتقد به اسلام .

    فرهنگ عمید

    ۱. راست، مستقیم.

    ۲. ثابت و پایدار در دین.

    ۳. کسی که متمسک به دین اسلام یا در ملت ابراهیم و موحد باشد.

    دانشنامه اسلامی

    [ویکی فقه] حنیف، (جمع آن: حُنَفاء و احناف)، واژه ای قرآنی به معنای یکتاپرست و پیرو دین حقیقی و راستین (دین ابراهیم علیه السلام) می باشد.

    برخی محققان اخیر، ریشه این واژه را مبهم و تعیین معنای دقیق و اصلی آن را دشوار می دانند .

    به نظر برخی دیگر برای درک معنای اسلامی و کاربرد قرآنی حنیف، نیازی به پیدا کردن وجه اشتقاق آن نیست .

    ازآنرو که قرآن به زبان عربی و برای هدایت قوم عرب سخن گفته است، استعمال کلمه حنیف نمی بایست در ذهن شنوندگان زمان حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم ابهامی ایجاد کرده باشد.

    در این میان، جفری اظهار کرده است که آمدن برخی قیدها بعد از کلمه حنیف، نشانه آن است که مخاطبان قرآن برای دریافت معنای درست واژه، نیاز به توضیح و تبیین داشته اند.

    تعداد به کار رفتن کلمات حنیف و حنفاء در قرآن

    واژه حنیف ده بار در قرآن به کار رفته است؛ هشت بار آن به صراحت درباره دین حضرت ابراهیم است که حنیفیت بوده و دو بار دیگر خطاب به پیامبر و بیان اهمیت حنیف بودن در دین است.

    در هشت مورد و نیز در آیه ۳۱ سوره حج (با عبارت «حُنَفاءَ لِلّهِ غیرَمشرکینَ بِه»)، آشکارا و بلافاصله توضیح داده شده که شاخص مهم شخص حنیف مشرک نبودن است.شهرستانی همراه بودن دائم حنیف و غیرمشرک را از این باب دانسته که توحید مهمترین رکن حنیف بودن است. حُنَفاء نیز دوبار در قرآن به کار رفته که هر دو آیه در مدینه و برای احتجاج با اهل کتاب و مشرکان نازل شده است.از بررسی آیات قرآن چنین برمی آید که واژه حنیف بیش از هر چیز ناظر به عقیده توحید و نافی شرک و باورهای یهودیان و نصرانیان بوده است.

    معنای کلمه حنیف

    بنابر منابع لغت عربی، حنیف از ریشه حَنَفَ به معنای گرایش از گمراهی به راه راست است و در مقابل آن، جَنَف به معنای گرایش از راه راست به گمراهی است .

    برخی معنای اصلی آن را مطلق گرایش و میل ذکر کرده اند . که در کاربردهای گوناگون معنایش تغییر میکند.

    استواری نیز در ضمن معنای حنف آمده است . در واژه نامه های عربی برای حَنِفَ معنای «کژی و اعوجاج در پا» را نیز ذکر کرده اند و به کسی که بر پشت پا راه میرود احنف می گویند ازاینرو صخر (از رجال معروف صدر اسلام که در فتح ایران نقش مهمی داشت)، به سبب کژی در پایش، به احنف بن قیس معروف شد. بیشتر لغویان و مفسران، ریشه این واژه را عربی دانسته اند.

    ابن هشام با فرض امکان تبدیل ثاء به فاء در زبان عربی، تَحَنُّف و تَحَنُّث (از حنث به معنای گناه، و تحنّث یعنی دوری از گناه؛ را از یک ریشه، و هر دو را به معنای تبرّر (فرمانبرداری کردن و پرهیز از گناه) می داند.

    با این همه، برخی دانشمندان از دیرباز دریافته بودند که حنیف از واژه های دخیل است، از جمله مسعودی این کلمه را معرّب «حنیفوا» یا «حنیبوا» ی سریانی دانسته و ابن عبری «حنفه» سریانی را در اشاره به صابئین به کار برده است. واژه سریانی حَنْفه (حَنپه، حنیبوا یا حنیفوا) در اصل به معنای کافر و مشرک است و در برخی موارد به اشخاصِ دارای فرهنگ یونانی (یونانی مآب) نیز اطلاق می شده است . بعضی دانشمندان لفظ صابئه را اسم فاعل «صباء» به معنای میل دانسته و گفته اند کسی که کیش خود را تغییر می داد صابئی نامیده می شد و از اینجا میان ایشان و احناف رابطه ای یافته اند.

    عده ای نیز گفته اند که ریشه واژه حنیف، عبری یا حبشی است .

    حتی احتمال داده شده است که حنیف برگرفته از ریشه پهلوی هونوی (وعده خوب) باشد به گفته جفری ، به نظر می رسد واژه حنیف از حنفه سریانی و به معنای کافر و مشرک باشد و احتمالا مردم عرب پیش از اسلام نیز آن را، در همان معنای اصلی خود و به عنوان اصطلاحی رایج و معروف، بر کسانی اطلاق می کردند که نه بر دین یهود و نصاری بودند نه بر دین خودشان.چنین فرضی با شواهد و مدارک پیش از اسلام آن در معنای کافر و مشرک ناسازگار نیست، و با وضع افرادی که قبل از اسلام به حنیف مشهور بودند نیز همخوانی دارد.

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی حنیف

    معنی واژهٔ حنیف در فرهنگ فارسی عمید به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    مؤلف: حسن عميد، سرپرست تأليف و ويرايش: فرهاد قربان‌زاده، ناشر: اَشجَع، چاپ نخست: ۱۳۸۹

    حنیف /hanif/

    فرهنگ فارسی عمید

    (صفت) [عربی، جمع: حُنَفاء] ۱. راست؛ مستقیم.

    ۲. ثابت و پایدار در دین.

    ۳. کسی که متمسک به ‌دین اسلام یا در ملت ابراهیم و موحد باشد.

    جست‌وجوی حنیف در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای حنیف

    منبع مطلب : vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید