این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی سازنده

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی سازنده را از این سایت دریافت کنید.

    سازنده

    معنی سازنده - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    سازنده

    /sAzande/

    مترادف سازنده: صانع، بنا، معمار، آبادگر، مبدع، مبتکر، مخترع، خلاق، آفرینشگر، پدیدآوردنده، کارساز، گره گشا، مفید، سودمند، جاعل، نوازنده، تنظیم کننده

    بستن تبلیغات

    فارسی به انگلیسی

    maker, manufacturer, builder, architect, component, constituent, fic _, constructer, constructive, constructor, creative, creator, fabricator, fashioner, formative, generative, generator, positive, integral, regenerative, wright, compositor, musical performer

    مترادف ها

    performer (اسم)

    بازیگر، سازنده، ساز زن، ایفا کننده

    author (اسم)

    نویسنده، مولف، مصنف، بانی، سازنده

    composer (اسم)

    نویسنده، مولف، مصنف، سازنده، سراینده، آهنگساز، اهنگ ساز

    maker (اسم) سازنده، خالق manufacturer (اسم)

    سازنده، تولید کننده، صاحب کارخانه

    creator (اسم)

    سازنده، موجد، خالق، افریننده، موسس، زاینده، افریدگار

    constructor (اسم) سازنده builder (اسم) سازنده، خانه ساز producer (اسم)

    سازنده، مولد، تولید کننده

    engineer (اسم) سازنده، مهندس originator (اسم)

    سازنده، موسس، بنیان گذار، مبتکر

    procreator (اسم) سازنده، زاینده

    instrumentalist (اسم)

    سازنده، نوازنده بستن تبلیغات

    لغت نامه دهخدا

    سازنده. [ زَ دَ / دِ ] ( نف ) صانع. عامل. درست کننده. بعمل آورنده. ترکیب کننده :

    اگر سازنده ایشانند مر ترکیب انسان را

    چرا هر چار را با هم عدوی کینه ور دارد.

    ناصرخسرو.

    || بانی. بنّا. برآرنده. عمارت کننده. بناکننده. پی افکننده :

    حاکم روز قضای تو شده مست مگر

    نه حکیم است که سازنده گردنده سماست.

    ناصرخسرو.

    || اختراع کننده. ابداع کننده. ایجادکننده. پدیدآورنده. آفریننده. خالق. از نیست هست کننده ( در مورد ایزد تبارک و تعالی ) :

    ای جهان را ز هیچ سازنده

    هم نوابخش و هم نوازنده.

    نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 2 ).

    || انتظام دهنده. بسامان کننده. || نوازش کننده. دلخوش کننده. دلگرم کننده :

    مهر و لطف اوست این سازنده و آن سازگار.

    سوزنی. || بخشنده :

    بی طمعیم از همه سازنده ای

    جز تو نداریم نوازنده ای.

    نظامی ( مخزن الاسرار ).

    || مهیاکننده. تهیه کننده. آماده کننده :

    چو سازندگان شمع و می ساختند

    ز بیگانه ایوان بپرداختند.

    فردوسی.

    || برپادارنده. آراینده. سازنده ٔبزم ؛ رونق دهنده آن. || روبراه کننده. بسامان کننده. راست کننده. سازنده کاری ؛ سر و صورت دهنده آن :

    خرد باد در نیک و بدیار او

    خدا باد سازنده کار او.

    نظامی.

    || جاعل. جعل کننده. مزور. سازنده چیزی از روی تقلب و تزویر، چون سند، اسکناس و غیره... || سازگار. سازوار. خوش رفتار. هم آهنگ. همداستان. همرای. موافق :

    جهانجوی ازین چارشد بی نیاز

    همش بخت سازنده بود از فراز.

    فردوسی.

    من ازو سازنده تر هرگز کجا یابم صنم ؟

    او ز من بیچاره تر هرگز کجا یابد شمن ؟

    منوچهری.

    || مداراکننده. مماشات کننده. تحمل کننده. بردبار. متحمل :

    تا زنده ای زی گمرهی سازنده ای با ناسزا.

    ( منسوب به ناصرخسرو ).

    || ملایم طبع و مزاج. سازگار با آن ( آب و هوا ). گوارا : و اول خزان پیران را لختی سازنده تر باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).و پیران و کسانی را که مزاج پیران دارند سازنده تر باشد [ زمستان شمالی خشک ]. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

    ایا هوای تو سازنده چون هوای بهشت

    کدام کس که ندارد سوی بهشت هوا؟

    سوزنی. بیشتر بخوانید ... بستن تبلیغات

    فرهنگ فارسی

    ۱ - آنکه چیزی میسازد صانع عامل . ۲ - آماده کننده تهیه کننده . ۳ - بنا بانی عمارت کننده . ۴ - پدید آورنده امری تازه اختراع کننده مخترع مبدع موجد . ۵ - جاعل . ۶ - سازگار سازوار . ۷ - نوازش کننده دلگرم کننده . ۸ - بخشنده . ۹ - علاج کننده موثر مفید ( دارو ) . ۱٠ - ساز زننده نوازنده . ۱۱ - کسی که آهنگ موسیقی سازد مصنف موسیقی .

    فرهنگ عمید

    ۱. کسی که چیزی می سازد و درست می کند.

    ۲. پرفایده.

    ۳. (اسم ) (موسیقی ) [قدیمی] نوازنده، ساززننده.

    واژه نامه بختیاریکا

    ورارا

    دانشنامه آزاد فارسی

    در مناطق گوناگون ایران و بعضی از کشورهای همسایه، مثل افغانستان، به معنای موسیقی دان یا نوازنده است. در بخارا، موسیقی دانِ زن است که موسیقی جشن ها را اجرا می کند، در مقابل موسیقی دانِ مرد، در همین حوزۀ موسیقایی، که مروگی خوان نامیده می شود. در گذشته، این موسیقی دانان در گروه های سه تا شش نفری، و به ندرت به تعداد بیشتر، در مجالس زنانه حاضر می شدند و با نواختن دایره، ترانه های عامیانه می خواندند. رپِرتوار ویژۀ آن ها را امروز بخارچه می نامند.

    wikijoo: سازنده بستن تبلیغات

    فارسی به عربی

    بناء , عازف , عامل , ملحن , منتج

    پیشنهاد کاربران

    ترتیب: قدیمیجدیدرای موافقرای مخالف

    هرسینی خیری

    ١٢:١٠ - ١٣٩٧/٠٩/٠٣

    انجام دهنده، پیشرو در کار

    گزارش

    9 | 1

    محدثه

    ٠٩:٣٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٢ چیزی میسازد

    گزارش

    2 | 1

    آرمیتا

    ١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠

    به کسی که چیزی را می سازد سازنده می گویند.

    گزارش

    7 | 1

    حمید

    ٠٨:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/٠٤

    در مقام پسوند به شکل کوتاه شده ( ساز ) نیز می آید هر چند خود مستقل معنا دارد و پسوند نیست:

    بیگانه ساز آفتابه ساز دردسر ساز قهوه ساز دوا ساز کاشی ساز

    گزارش

    2 | 0

    رويا

    ١١:٥٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٣ تولیدکننده

    گزارش

    5 | 0

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی سازنده

    معنی واژهٔ سازنده در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    سازنده

    لغت‌نامه دهخدا

    سازنده . [ زَ دَ / دِ ] (نف ) صانع. عامل . درست کننده . بعمل آورنده . ترکیب کننده :

    اگر سازنده ایشانند مر ترکیب انسان را

    چرا هر چار را با هم عدوی کینه ور دارد.

    ناصرخسرو.

    || بانی . بنّا. برآرنده . عمارت کننده . بناکننده . پی افکننده :

    حاکم روز قضای تو شده مست مگر

    نه حکیم است که سازنده ٔ گردنده سماست .

    ناصرخسرو.

    || اختراع کننده . ابداع کننده . ایجادکننده . پدیدآورنده . آفریننده . خالق . از نیست هست کننده (در مورد ایزد تبارک و تعالی ) :

    ای جهان را ز هیچ سازنده

    هم نوابخش و هم نوازنده .

    نظامی (هفت پیکر چ وحید ص 2).

    || انتظام دهنده . بسامان کننده . || نوازش کننده . دلخوش کننده . دلگرم کننده :

    مهر و لطف اوست این سازنده و آن سازگار.

    سوزنی . || بخشنده :

    بی طمعیم از همه سازنده ای

    جز تو نداریم نوازنده ای .

    نظامی (مخزن الاسرار).

    || مهیاکننده . تهیه کننده . آماده کننده :

    چو سازندگان شمع و می ساختند

    ز بیگانه ایوان بپرداختند.

    فردوسی .

    || برپادارنده . آراینده . سازنده ٔبزم ؛ رونق دهنده ٔ آن . || روبراه کننده . بسامان کننده . راست کننده . سازنده ٔ کاری ؛ سر و صورت دهنده ٔ آن :

    خرد باد در نیک و بدیار او

    خدا باد سازنده ٔ کار او.

    نظامی .

    || جاعل . جعل کننده . مزور. سازنده ٔ چیزی از روی تقلب و تزویر، چون سند، اسکناس و غیره ... || سازگار. سازوار. خوش رفتار. هم آهنگ . همداستان . همرای . موافق :

    جهانجوی ازین چارشد بی نیاز

    همش بخت سازنده بود از فراز.

    فردوسی .

    من ازو سازنده تر هرگز کجا یابم صنم ؟

    او ز من بیچاره تر هرگز کجا یابد شمن ؟

    منوچهری .

    || مداراکننده . مماشات کننده . تحمل کننده . بردبار. متحمل :

    تا زنده ای زی گمرهی سازنده ای با ناسزا.

    (منسوب به ناصرخسرو).

    || ملایم طبع و مزاج . سازگار با آن (آب و هوا). گوارا : و اول خزان پیران را لختی سازنده تر باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).و پیران و کسانی را که مزاج پیران دارند سازنده تر باشد [ زمستان شمالی خشک ] . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

    ایا هوای تو سازنده چون هوای بهشت

    کدام کس که ندارد سوی بهشت هوا؟

    سوزنی .

    هوای جهان دیده ، سازنده تر

    زمانه زمین را نوازنده تر.

    نظامی .

    ولی را مهر او سازنده آبی

    عدو را کین او سوزنده خاری .

    (از تاج المآثر).

    || معالج . مؤثر. مفید(دارو) :

    بر زخمها که بازوی ایام می زند

    سازنده تر ز صبح دوائی نیافتم .

    خاقانی .

    عقاقیر صحرای دلهاست این دو

    که سازنده تر زین دوائی نیابی .

    خاقانی .

    || ساززن . (شعوری ). نوازنده . شکافه زن . نواپیشه . خنیاگر.مطرب . که یکی از آلات موسیقی را نواختن و زدن تواند چون تارزن و کمانچه زن و غیره .

    - سازنده کار ؛ کارسازنده . کارآمد. کارساز :

    ز گردان گزین کرد پنجه هزار

    همه رزمجویان سازنده کار.

    فردوسی .

    - سازنده و خواننده ؛ مطرب و مغنی . (ناظم الاطباء).

    - سازنده و نوازنده ؛ خنیاگر.

    جست‌وجوی سازنده در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای سازنده

    منبع مطلب : www.vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 14 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید