این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی ملی

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی ملی را از این سایت دریافت کنید.

    معنی ملی

    معنی واژهٔ ملی در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    ملی

    لغت‌نامه دهخدا

    ملی . [ م ِل ْ لی ] (ص نسبی ) منسوب به ملت و آنچه که در ید و اختیار ملت است و گاهی توسعاً در زبان فارسی دولتی را نیز به سبب وابستگی دولت به ملت ، ملی گویند. از این روی این کلمه در همه جا معادل ناسیونال به کار نمی رود.در ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی چنین آمده : در معانی زیر به کار رود: الف - تبعه در مقابل بیگانه . ب - وابسته و مرتبط به یک دولت در این صورت به شکل صفت به کار می رود، مانند: پرچم ملی ، بندر ملی . ج - وصف دولت حامی فرد از آن جهت که حمایت به عهده ٔ اوست و شخص مورد حمایت تبعه ٔ او می باشد و گفته می شود «اتاناسیونال » یا دولت متبوع .د- صفت ملت به معنی دسته ای از افراد انسان که دارای بعضی اوصاف مشترکند از نوع نژاد و سنن و طرز فکر.

    - ملی کردن ؛ نهادن یک مؤسسه در خدمت ملت . (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).

    جست‌وجوی ملی در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای ملی

    منبع مطلب : www.vajehyab.com

    ملی

    معنی ملی - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    ملی

    /melli/

    مترادف ملی: مربوط به ملت، عمومی، ملت گرا، ملت خواه، مردمی ، خصوصی، غیردولتیمتضاد ملی: دولتیبرابر پارسی: میهنی، کشوری، میهن پرست، مردمگرا، توده گرا

    فارسی به انگلیسی

    national, nationwide, popular, able to justity bail, pecuniarily qualified, poplar

    مترادف ها

    popular (صفت)

    محبوب، مشهور، متداول، عمومی، عوامانه، خلقی، ملی، توده پسند، نامدار، وابسته بتوده مردم

    national (صفت)

    قومی، ملی، وابسته به قوم یاملتی

    public (صفت)

    اشکار، اجتماعی، عمومی، همگانی، همگان، ملی

    لغت نامه دهخدا

    ملی. [ م ِل ْ لی ] ( ص نسبی ) منسوب به ملت و آنچه که در ید و اختیار ملت است و گاهی توسعاً در زبان فارسی دولتی را نیز به سبب وابستگی دولت به ملت ، ملی گویند. از این روی این کلمه در همه جا معادل ناسیونال به کار نمی رود.در ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی چنین آمده : در معانی زیر به کار رود: الف - تبعه در مقابل بیگانه. ب - وابسته و مرتبط به یک دولت در این صورت به شکل صفت به کار می رود، مانند: پرچم ملی ، بندر ملی. ج - وصف دولت حامی فرد از آن جهت که حمایت به عهده اوست و شخص مورد حمایت تبعه او می باشد و گفته می شود «اتاناسیونال » یا دولت متبوع.د- صفت ملت به معنی دسته ای از افراد انسان که دارای بعضی اوصاف مشترکند از نوع نژاد و سنن و طرز فکر.

    - ملی کردن ؛ نهادن یک مؤسسه در خدمت ملت. ( ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).

    ملی. [ م ُل ْ لا] ( ع ص ) کوماج پخته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

    ملی. [ م َ لی ی ] ( ع اِ ) ساعت دراز از روز. ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). ساعت دراز از روز و گویند: مضی ملی من النهار؛ ای ساعة طویلة. ( ناظم الاطباء ). || یک چندی از روزگار. ( دهار ). یک چندی. ( ترجمان القرآن ). هنگام. ( مهذب الاسماء ). پاره ای از روزگار. ( منتهی الارب ). پاره ای از روزگار. قوله تعالی : و اهجرنی ملیاً ؛ ای مدة و زماناً طویلا. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گاه به معنی ملی می آید. ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). رجوع به ملی و مدخل بعد شود.

    ملی. [ م َ ] ( ع ص ) مخفف مَلی ٔ. توانگر. بادستگاه. ( فرهنگ نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر ). قادر. مالدار. باتمکن :

    چون که نباشی به کار ایزد حق

    همچو به کار فلان ولی و ملی.

    ناصرخسرو ( دیوان ص 444 ).

    بوعلی از اشرف و اشرف ز تو نازد به حشر

    پیش مختار و علی آن شاه کافی و ملی.

    سوزنی.

    باغ و گلستان ملی اشکوفه می کردند دی

    زیراک برریق از پگه خوردند خماران ما.

    مولوی ( از نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر ).

    کاهلم چون آفریدی ای ملی

    روزیم ده هم ز راه کاهلی.

    مولوی.

    یا به علم نقل کم بودی ملی

    علم وحی دل ربودی از ولی.

    مولوی ( مثنوی چ نیکلسن دفتر 4 ص 361 ).

    چند بهرامت خروشان با فقیر و با ملی

    بیشتر بخوانید ...

    فرهنگ فارسی

    ( صفت ) منسوب به ملت : ۱ - مربوط به ملت ( آیین دین ) . ۲ - مربوط به ملت ( سکنه یک کشور ) توضیح در ایران [ ملی ] را بمعانی مختلف و گاه متضاد بکار می برند : الف - در موارد محدود بهمان معنی اروپایی ( یعنی دولتی ) استعمال کنند : صنعت ملی نفت . ب - بمعنی آنچه که تعلق بیک یا چند فرد از افراد ملت دارد - نه بهمه ملت : مدرسه ملی

    ساعت دراز از روز . ساعت دراز از روز گویند . یا یکچندی از روزگار .

    فرهنگ معین

    (مَ لِ یّ ) [ ع . ] (ص . ) توانگر، توانا.

    (مِ لّ ) [ ع . ] (ص نسب . ) ۱ - آن چه مربوط به ملت و قوم باشد. ۲ - طرفدار ملت ، هوادار ملت .

    فرهنگ عمید

    ۱. توانگر. ۲. توانا. مربوط به ملت.

    فرهنگستان زبان و ادب

    {national} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] آنچه مربوط به ملت است

    گویش مازنی

    /meli/ سگ ماده

    دانشنامه عمومی

    ملی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:

    انجمن نشنال جئوگرافی

    لیگ ملی هاکی

    فرودگاه ملی رونالد ریگان واشنگتن

    سرود ملی پرچم ملی کتابخانه ملی امنیت ملی wiki: ملی

    ملی (درخت). ملی (درخت)(نام علمی: Amomyrtus meli) نام یک گونه از تیره مورت است.

    wiki: ملی (درخت)

    گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

    فارسی به عربی

    شعبی , مواطن

    پیشنهاد کاربران

    ترتیب: قدیمیجدیدرای موافقرای مخالف

    آرین

    ١٦:٢٦ - ١٣٩٥/٠٨/٢١ میهنی، زادبـُنی

    ملت = مردم، زادبــُن

    ملی = میهنی، زادبـُنی

    گزارش

    28 | 1

    سجاد

    ١٦:٣٧ - ١٣٩٥/٠٨/٢٥

    به ضم "م" و تشدید "ل"، در گویش هرات به معنی ترب، به تربچه نیز "ملی گک" می گویند.

    گزارش

    5 | 1

    فر کیانی

    ١٧:٥٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٨

    واژه ی ملل که جَمِ ملت است یک لغت دروغین و جعل شده است ولی ریشه ی پارسی آریایی دارد، زیرا واژه ی ملت در سنسکریت به شکل milati / - te{ mil } मिलति /و به ماناک unite, یکپارچه و همبسته و متحد کردن آمده است، بنابراین لغت های ملت، ملیت و ملی پارسی_ آریایی هستند ولی لغت ملل که از روی دستور اربی ساخته و جَمِ مکسر اربی است و جعلی است!

    گزارش

    34 | 1

    حبیب الله حاج حیدری

    ٠١:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٤

    در زبان ولاتی در خمینی شهر اصفهان به معنی گربه

    گزارش

    0 | 1

    جمال عاشوری

    ١٩:٤٤ - ١٣٩٨/١٢/٠١

    به گویش طالقانی سگ ماده

    گزارش

    2 | 1

    مصیب مهرآشیان مسکنی

    ٢٣:٠٧ - ١٣٩٨/١٢/٠١

    انچه منسوب به ملت است

    اگر بخواهیم ریشه این واژه را پیدا کنیم باید به سراغ موالی که هم دوست است و هم نگهبان و مولا و ملا و مولانا برویم

    گزارش

    2 | 1

    مصیب مهرآشیان مسکنی

    ٢٣:١٢ - ١٣٩٨/١٢/٠١

    موالیان مرز کسانی که از ملیت و مرز و ملت و مَلِک و مُلک و موالی متوالی هم که از همین خانه است برویم متوالی یعنی مولودی که پشت به پشت از یک ملت متولد شده و اکنون وراثت ملیت خود را حفظ میکنند

    منبع مطلب : abadis.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 12 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید