این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی heartbeat

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی heartbeat را از این سایت دریافت کنید.

    heartbeat

    معنی heartbeat - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    heartbeat

    /ˈhɑːrtˌbiːt//ˈhɑːtbiːt/

    معنی: جنبش، احساسات، ضربان قلب، تپش دلمعانی دیگر: تپش قلب، ضربان قلب، دل زنش

    بررسی کلمه

    اسم ( noun )

    • : تعریف: a single expansion and contraction of a heart.

    جمله های نمونه

    1. تپش قلب،دل تپه

    2. the rhythm of heartbeat

    موزونی ضربان قلب

    3. the inhibition of the heartbeat by nerve stimulation

    بازداری ضربان قلب از راه تحریک عصبی

    4. Her heartbeat is only 55 at rest.

    [ترجمه A.A] ضربان قلبش در حالت استراحت فقط ۵۵ است|

    [ترجمه امین دست پاکی] ضربان قلب او در حالت استراحت فقط 55 است|

    [ترجمه سارا خان] ضربان قلب اودر حالت استراحت و آرامش فقط 55 است|

    [ترجمه ترگمان]ضربان قلب او فقط ۵۵ دقیقه است

    [ترجمه گوگل]ضربان قلب او تنها 55 استراحت است

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    5. Doctors watched the old man's heartbeat on a monitor.

    [ترجمه امین دست پاکی] پزشکان ضربان قلب پیرمرد را از طریق مانیتور مشاهده کردند.|

    [ترجمه ترگمان]پزشکان به ضربان قلب پیرمرد روی مانیتور خیره شدند

    [ترجمه گوگل]پزشکان تماشای ضربان قلب پیرمرد را روی یک مانیتور تماشا کردند

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    6. Once this dial the disorderly my heartbeat, now how could I forget you.

    [ترجمه A.A] یک مرحله شماره گیری ضربان قلبم را مختل میکنه ، حالا چطور میتونم تو را فراموش کنم|

    [ترجمه ترگمان]به محض این که این شماره ضربان قلبم را مختل کرد، حالا چطور می توانستم تو را فراموش کنم

    [ترجمه گوگل]هنگامی که این شماره گیری ضربان قلب من آشفته، در حال حاضر چگونه می توانم شما را فراموش کرده ام

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    7. She was suddenly aware of her racing heartbeat.

    [ترجمه ترگمان]او ناگهان متوجه ضربان قلبش شد

    [ترجمه گوگل]او به طور ناگهانی از ضربان قلب مسابقه خود آگاه بود

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    8. The heartbeat was feeble and irregular.

    [ترجمه ترگمان]ضربان قلب ضعیف و نامنظم بود

    [ترجمه گوگل]ضربان قلب ضعیف و نامنظم بود

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    9. She felt her heartbeat quicken as he approached.

    [ترجمه ترگمان]وقتی نزدیک شد ضربان قلبش تندتر شد

    [ترجمه گوگل]او احساس کرد که قلب او سریع تر از زمانی که او نزدیک شده است

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    10. Slowly her heartbeat returned to normal .

    [ترجمه nicotine] ضربان قلب او به آرامی به حالت عادی بازگشته بود|

    [ترجمه ترگمان]ضربان قلبش به آرامی به حالت عادی برگشت

    [ترجمه گوگل]قلب او به آرامی به حالت عادی بازگشته است

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    11. The candidate said that he understood the heartbeat of the Hispanic community in California.

    [ترجمه ترگمان]نامزد گفت که او ضربان قلب جامعه اسپانیایی را در کالیفرنیا درک کرده است

    [ترجمه گوگل]نامزد گفت که او قلب ضربان قلب جامعه اسپانیایی در کالیفرنیا را درک کرد

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    12. Things can change in a heartbeat.

    [ترجمه ترگمان]همه چیز می تواند در یک تپش قلب تغییر کند

    [ترجمه گوگل]چیزها می توانند در یک ضربان قلب تغییر کنند

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    13. He's receiving medication for an irregular heartbeat.

    [ترجمه ترگمان]او دارو را برای یک تپش قلب نامنظم دریافت می کند

    [ترجمه گوگل]او دارو برای ضربان قلب نامنظم دریافت می کند

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    14. I could feel the thud of my heartbeat.

    [ترجمه ترگمان]می توانستم ضربان قلبم را احساس کنم

    [ترجمه گوگل]من می توانم بیدار ضربان قلبم را احساس کنم

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    15. Her heartbeat was regular.

    [ترجمه ترگمان]ضربان قلبش منظم بود

    [ترجمه گوگل]ضربان قلبش منظم بود

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    16. A cardiograph records the heartbeat .

    [ترجمه ترگمان] قلب یه قلب، ضربان قلب رو ثبت میکنه

    [ترجمه گوگل]یک کارتوگرافی ضربان قلب را ثبت می کند

    [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

    مترادف ها

    جنبش (اسم)

    cause, action, stir, move, movement, motion, travel, jiggle, vibration, commotion, inanition, bustle, rock, flicker, locomotion, jar, heartbeat, tremor, libration, tremour, vibratility

    احساسات (اسم)

    emotions, sentimentality, heartbeat

    ضربان قلب (اسم) heartbeat تپش دل (اسم) heartbeat

    تخصصی

    [بهداشت] ضربان قلب

    به انگلیسی

    • beat of the heart, pulse

    your heartbeat is the regular movement of your heart as it pumps blood around your body.

    a heartbeat is one of the movements of your heart.

    پیشنهاد کاربران

    ضربان قلبم محمدعلی ضربان قلب. تپش. قلب تپش دل ضربان قلب

    emotional هیجان ، جنبش . ضربان قلب ، احساسات ، ضربان قلب

    Feeling the emotional love romance

    There is the growth of the heart of love

    احساس هیجانی عشق عاشقانه

    در رشد قلب عشق وجود دارد

    The emotion of love in the emotional development of the heart

    هیجان عشق در رشد عاطفی قلب

    جایی نوشته بود به معنای جنبش های قلب نسبت به یک اتفاق ( احساسات درونیdeep down ) هم بکار میره

    you is my heartbeat

    jonh life intimate and my world is you

    ضربانم تویی ❤️ جان و جهانم تویی ضربان قلب 💓💓💓💓 تو یه چشم به هم زدن

    in a heartbeat:در یک چشم به هم زدن

    Immediately, at once, right away, instantly.

    A very short time as denoted by the time it takes for the heart to beat.

    منبع : abadis.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید