این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    مفهوم ضرب المثل هنوز دو قورت و نیمش باقیست

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    مفهوم ضرب المثل هنوز دو قورت و نیمش باقیست را از این سایت دریافت کنید.

    ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه یعنی چه؟ + داستان و مفهوم آن

    ضرب المثل "دو قورت و نیمش باقی است" درباره اشخاصی به کار می رود که به جای تشکر از لطف دیگران با پر رویی تمام از آن ها طلبکار هم باشند.

    معنی و داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیست

    معنی ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیست

    ضرب المثل “دو قورت و نیمش باقی است” درباره ی اشخاصی به کار می رود که به جای تشکر از لطف و محبت دیگران با پر رویی تمام از آن ها طلبکار هم باشند.

    هم چنین این ضرب المثل زمانی که فردی کار اشتباهی انجام می دهد اما به جای عذر خواهی، از طرف مقابل انتظار داشته باشد که با او به خوبی رفتار شود و مورد لطف بیش تری قرار بگیرد نیز استفاده می شود و اصطلاحا می گویند : “فلانی دو قورت و نیمش باقی است” یعنی با بهره مندی فراوان از کسی یا چیزی هنوز ناسپاس است.

    این گونه افراد همیشه بیش تر از میزان شایستگی خود از دیگران انتظار کمک و لطف دارد و توقع بی جا و انتظارات شان هیچ وقت تمامی ندارد، آن ها درست زمانی که احساس کنند اطرافیان لطف کم تری در حق شان انجام می دهند به سرعت لب به گلایه می گشایند.

    متاسفانه گاهی اطرافیان به خصوص اعضای خانواده خواسته یا نا خواسته پر و بال بیش تری به این اشخاص می دهند و همین امر موجب می شود تا آن ها پی به اشتباه خود نبرده و محبت دیگران در حق خود شان را یک وظیفه به حساب بیاورند.

    کاملا روشن است که این ویژگی علاوه بر آزار دیگران، باعث اذیت و آزار خود فرد نیز می شود زیرا این اشخاص با بر آورده نشدن هر انتظاری دچار ناراحتی شده و جار و جنجال راه می اندازند بدین ترتیب با گذشت زمان دوستان و نزدیکان این افراد از اطرافشان پراکنده شده و آن ها را تنها می گذارند.

    ریشه و داستان ضرب المثل

    پس از آن که حضرت سلیمان به نبوت رسید از خداوند متعال خواست که هر چه از آدمیان و مرغان و حیوانات، پریان و باد و آب است را به فرمان او در آورد و برای اجابت این خواسته چندین بار هفتاد شب متوالی عبادت کرد و از خداوند یاری خواست.

    خداوند حکیم نیز هر چه حضرت سلیمان خواست از حکمت، دولت، احترام، عظمت و قدرت و توانایی را به او بخشید و به طور کلی عناصر اربعه را تحت امر و فرمان حضرت در آورد.

    زمانی که حکومت جهان بر حضرت سلیمان مسلم شد و او بر تمامی مخلوقات و موجودات عالم سلطه پیدا کرد روزی از خداوند خواست تا اجازه دهد یک روز تمام جانداران زمین و هوا و دریا ها را به صرف یک وعده ی غذا مهمان کند.

    خداوند متعال او را از این کار منع کرد و فرمود که روزی موجودات عالم با اوست و حضرت سیلمان از پس این کار بر نمی آید اما حضرت سلیمان بر این کار اصرار کرد و عرض کرد: خداوندا، نعمت قدرتی که به من دادی بسیار است، خواسته ی مرا بپذیر قول می دهم از عهده ی آن بر آیم.

    بار دیگر خداوند فرمود که او بر این کار اصرار نکند اما حضرت سلیمان دوباره خواسته خود را تکرار کرد، این بار حق تعالی به همه ی جنبدگان کره خاکی از هوا و زمین و دریاها و اقیانوس ها فرمان داد که فلان روز به ضیافت بنده محبوبم سلیمان بروید که رزق و روزی آن روز شما به عهده ی حضرت سلیمان است.

    حضرت سلیمان از مژده پذیرفته شدن خواسته اش بی نهایت خوشحال شد و به تمام موجوداتی که تحت فرمانش بودند دستور داد تا تدارک غذا را برای روز موعود ببینند.

    افراد حضرت سلیمان کنار دریا جای بسیار وسیعی ساختند و غذاهای روز مهمانی را در آن جا آماد کردند سپس تختی کنار آن قرار دادند و حضرت سلیمان بر روی آن نشست.

    با آماده شدن غذا، حضرت دستور داد تا موجودات عالم برای صرف غذا به آن جا بیایند چند دقیقه ای نگذشته بود که ماهی بسیار بزرگی از دریا بیرون آمد و گفت: ندایی آمد که تو امروز ضیافت داری و غذای امروز مرا تو می دهی، دستور دهید تا آن را بیاورند.

    حضرت سلیمان گفت: همه این غذا ها را برای مخلوقات عالم آماده کرده ایم، هر چه می خواهی بخور و گرسنگی ات را بر طرف کن.

    ماهی به چشم هم زدنی هر چه غذا بود را بلعید و سپس گفت: ای سلیمان سیر نشدم و باز هم غذا می خواهم.

    چشمان حضرت سیاهی رفت و در همین حال با تعجب گفت: مگر غذای روزانه تو چه قدر است که غذای آماده شده برای تمام مخلوقات را خوردی و باز هم سیر نشدی؟

    ماهی که از شدت ضعف و گرسنگی طاقت حرف زدن هم نداشت با صدایی ناتوان گفت: خداوند بزرگ روزی سه وعده و هر وعده یک قورت غذا به من می دهد، امروز به خاطر ضیافت تو فقط نیم قورت نصیب من شده و هنوز دو قورت و نیمش باقی است که غذای تو تمام شد، ای سلیمان! اگر تهیه غذای تنها یک جانور برای تو مقدر نیست چرا درخواست کردی که تمام مخلوقات را طعام دهی؟

    حضرت سلیمان با شنیدن آن سخن بی هوش شد و وقتی به هوش آمد در مقابل عظمت خداوند متعال سر تعظیم فرود آورد.

    منبع مطلب : www.coca.ir

    معنی ضرب المثل فارسی؛ هنوز دو قورت و نیمش باقی است

    ضرب‌المثل هنوز دو قورت و نیمش باقی است، اشاره به آن دارد که وقتی به بعضی افراد از ته دل محبت می کنیم، بعضی آنها طمع و سوءاستفاده می کنند. - کجارو

    خانهگردشگریتاریخی و فرهنگی

    معنی ضرب المثل فارسی؛ هنوز دو قورت و نیمش باقی است

    محمد مهدی حسنی

    پنجشنبه، ۱۷ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۰۰

    اشتراک گذاری

    ضرب‌المثل دو قورت و نیمش باقی است، از مفهوم و معنی بسیار بالایی برخوردار است و داستانی دارد که به زمان حضرت سلیمان (ع) باز می‌گردد و موضوع مربوط به مهمانی می‌شود که حضرت سلیمان (ع) ترتیب می‌دهند و همه‌ی جانوران را در آن دعوت می‌کنند. در خواندن این داستان با کجارو همراه باشید.

    مقاله‌های مرتبط:

    نظامی؛ خالق اثر جاودانه لیلی و مجنون

    زندگی نامه فردوسی؛ حماسه سرای بزرگ ایران زمین

    تاریخچه ضرب‌المثل هنوز دو قورت و نیمش باقی است

    حضرت سلیمان (ع) معجزات فراوانی داشته است که یکی از آن‌ها این بوده که خداوند به ایشان قدرتی عنایت فرموده بوده‌اند که می‌توانستند با تمام جانواران صحبت کنند.  روزی حضرت سلیمان (ع) مشغول راز و نیاز با خداوند بودند، از پروردگار اجازه می‌گیرند همه‌ی جانوران را برای یک مهمانی دعوت کنند. ناگهان فرشته‌ی وحی در مقابل حضرت فرود می‌آید و از طرف خدا بهایشان می‌گوید در یک وعده نمی‌توانی از همه‌ی جانوران پذیرایی کنید. حضرت سلیمان (ع) هم برای اینکه مهمانیش به خوبی برگزار شود و کم و کاستی نداشته باشد، از تمام افرادی که به او خدمت می‌کردند خواست هر چیزی لازم است تهیه کنند تا مهمانی آبرومندانه برگذار شود. ندیمه‌ها هم به فرمان حضرت مهمانان را برای دو هفته‌ی بعد در ساحل دریا دعوت کردند.

    مهمانی فرا رسید و میوه‌ها و غذاهای بسیاری در آنجا وجود داشت. ندیمه‌ها در حال پذیرایی از جانوران بودند که نهنگی به  خشکی آمد و از حضرت خواست تا از او هم پذیرایی کنند.

    خدمتکاران گوسفندی به او دادند، اما نهنگ سیر نشد و حضرت فرمودند او مهمان ما است و تا می‌توانید با میوه‌ها و غذاهایمان او را سیر کنید. سپس هر چی داشتند به نهنگ دادند، اما نتوانستند او را سیر کنند.

    یکی از  ندیمه‌ها گفت تو در یک وعده چقدر غذا می‌خوری؟ نهنگ جواب داد که یک وعده‌ی غذایی من ۳ قورت است و هر آنچه در این مهمانی خوردم، تنها نیم قورت از آن را تشکیل می‌دهد و اگر دو قورت و نیم دیگه را به من بدهید کاملا سیر می‌شوم. خدمتکاران نزد حضرت سلیمان رفتند و موضوع را با ایشان در میان گذاشتند و گفتند تمام خوراکیهایمان رو به اتمام است و هنوز همه‌ی مهمانانمان نیامده‌اند.

    نبی خدا در فکر کرد چگونه این مشکل را برطرف کند که ناگهان مورچه‌ای از کنارش رد شد و لب به سخن گشود و گفت: من راه حل این مشکل را می‌دانم. پاهای ملخی را از بدنش جدا کنید و به دریا پرتاب کنید و به نهنگ بگویید که دو قورت و نیمش را آبگوشت میل کند.

    از آن دوران اگر شخصی از روی محبت و انسانیت به کسی خدمت کند و او از این محبت سوءاستفاده کند، ضرب‌المثل زیر را برایش بکار می‌برند:

    هنوز دو قورت و نیمش هم باقی است .

    مطالب مرتبط:

    کیانیان؛ دومین دودمان پادشاهی اساطیر ایرانی

    پیشدادیان؛ نخستین سلسله داستانی ایران

    عهدنامه ترکمنچای، پایان حاکمیت ایران بر قفقاز

    معاهده پاریس؛ داستان غم‌انگیز جدایی هرات از ایران

    عهدنامه گلستان؛ نقطه پایان منازعه تزارها با قاجار

    منبع کانون کودکان ویستا

    دیدگاه  6

    قدیمی جدید رأی موافق رأی مخالف

    neda | ۶ سال پیش | لینک

    سلام خسته نباشید من در مورد این ضرب المثل یه نقاشی میخوام میشه کمکم کنید؟

    |

    علی | ۴ سال پیش | لینک

    @neda 😐 |

    الهام | ۳ سال پیش | لینک

    منم نقاشی میخوام در این مورد

    |

    اوین | ۲ سال پیش | لینک

    منم نقاشی میخوام |

    مهدی | ۲ سال پیش | لینک

    منم نقاشی میخوام بکشم☺️

    |

    نقاشی | ۲ سال پیش | لینک

    منم نقاشی میخوام |

    منبع مطلب : www.kojaro.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 12 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید