این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    مناظره امام رضا

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    مناظره امام رضا را از این سایت دریافت کنید.

    مناظره امام رضا با جاثلیق

    مناظره امام رضا با جاثلیق

    مناظره امام رضا با جاثلیق نصرانی

    اطلاعات مناظره طرف اول امام رضا(ع)

    طرف دوم جاثلیق نصرانی

    موضوع نبوت حضرت محمد(ص) • بشربودن عیسی(ع)

    زمینه شکل‌گیری آزمودن امام رضا(ع)

    راوی اصلی حسن بن محمد نوفلی

    مکان مَرْو، دربار مأمون عباسی

    منابع شیعه توحید • عیون اخبار الرضا

    نتیجه شکست‌خوردن جاثلیق

    مناظره‌های مشهور

    مناظره امام باقر با اسقف مسیحیان • مناظره امام باقر با حسن بصری • مناظره امام رضا با ابوقرة • مناظره امام رضا با جاثلیق • مناظره امام رضا با رأس الجالوت • مناظره امام رضا با سلیمان مروزی • مناظره امام رضا با عمران صابی • مناظره امام رضا درباره توحید

    مناظره امام رضا با جاثلیق نصرانی

    مناظره امام رضا با جاثَلیق نصرانی، گفت‌وگویی کلامی است که در آن، از موضوعاتی چون نبوت پیامبر اسلام(ص) و بشربودن حضرت عیسی بحث شده است. این گفت‌وگو در جلسه‌ای صورت گرفت که در آن، به‌خواست مأمون خلیفه عباسی، عالمان ادیان یهودی، مسیحی، زرتشتی و صابئی با امام رضا(ع) مناظره کردند.

    حدیث این مناظره، نخست، در کتاب‌های توحید و عیون اخبار الرضا، نوشته شیخ صدوق آمده است. به‌روایت حسن بن محمد نوفلی راوی این حدیث، امام رضا(ع) براساس اِنجیل، کتاب دینی مسیحیان، بر نبوت حضرت محمد(ص) استدلال می‌کند. همچنین با استناد به انجیل، بیان می‌کند که عیسی خدا نیست و بشر است.

    برپایه این روایت، جاثلیق در این مناظره شکست می‌خورد و پاسخی برای اشکالات امام رضا(ع) پیدا نمی‌کند.

    فهرست

    ۱ زمینه شکل‌گیری

    ۲ روش امام رضا(ع) و احترام به آزادی بیان

    ۳ موضوع ۴ نتیجه ۵ منابع حدیث ۵.۱ اعتبار سند حدیث ۶ متن و ترجمه ۷ پانویس ۸ جستارهای وابسته ۹ منابع ۱۰ پیوند به بیرون

    زمینه شکل‌گیری

    مناظره امام رضا(ع) با جاثَلیق، در حدیثی آمده است که در آن، او با عالمان مسیحی، یهودی، زرتشتی و صابئی مناظره کرده است.[۱] به‌گزارش حسن بن محمد نوفلی راوی این حدیث، مناظره به‌خواست مأمون خلیفه عباسی شکل گرفته است. هنگامی که امام رضا(ع) از مدینه به مرو نزد مأمون می‌رود، مأمون از عالمان و متکلمان ادیان مختلف می‌خواهد جمع شوند و با امام رضا گفت‌وگوی کلامی کنند.[۲] نوفلی هدف مأمون از برگزاری این جلسه را آزمودن امام رضا بیان کرده است.[۳]

    جاثَلیق بزرگ مسیحیان نخستین کسی است که در این جلسه با امام رضا(ع) مناظره می‌کند. جز او، رأس‌الجالوت (بزرگ یهودیان)، بزرگان صابئان، هِربِذ (بزرگ زرتشتیان) و عِمرانصابئی هم در جلسه حضور دارند و مناظره می‌کنند.[۴]

    روش امام رضا(ع) و احترام به آزادی بیان

    در آغاز مناظره، جاثَلیق به مأمون ـ‌که از او می‌خواهد مناظره را آغاز کند‌ـ می‌گوید با توجه به اینکه من کتاب دینی و پیامبر شما را قبول ندارم، چگونه با او مناظره کنم؟ امام رضا(ع) پاسخ می‌دهد که در بحث با او، به اِنجیل، کتاب دینی مسیحیان استناد خواهد کرد و جاثلیق می‌پذیرد که در این صورت، آن را رد نکند.[۵] بدین ترتیب امام رضا در این گفت‌وگو، در موراد بسیاری، از انجیل برای درستی سخنانش شاهد می‌آورد.[۶] امام رضا(ع) در مجلس مناظره صریحاً اعلام کردکه هر کس مخالف اسلام است وهر پرسشی دارد بدون ترس و واهمه و در نظر گرفتن موقعیت او ( که در دربار مأمون و ولیّ عهد اوست) سؤالش را مطرح کند[یادداشت ۱] و همین اطمینان خاطری که امام به مخالفان داد سبب شد که انها نیز با خیال آسوده پرسش هایشان را مطرح کردند وخودشان نیز تصریح کردند که اگر این تضمین امام نبود آنها سؤالی طرح نمی‌کردند. [۷] از نکات مهم دیگر در مناظرات امام رضا(ع) با مخالفان و صاحب نظران مختلف ادامه دادن بحث تا رسیدن به نتیجه و نیمه کاره و ناقص رها نساختن بحث است تا بدانجا که حتی اگر موقتاً مناظره برای اقامه نماز تعطیل شده بلافاصله پس از نماز ادامه یافته است. [۸]

    موضوع

    در گفت‌وگوی بین امام رضا(ع) و جاثلیق، بحث به‌طور عمده درباره دو مسئله است: یکی اثبات نبوّت حضرت محمد(ص) و دیگری این مسئله که حضرت عیسی خداست یا بشر. میان این دو بحث، از مسائلی چون تعداد حواریون حضرت عیسی[۹] و گم‌شدن نسخه اصلی انجیل هم سخن آمده است.[۱۰]

    امام رضا(ع) برای اثبات نبوت پیامبر اسلام، عبارت‌هایی از انجیل و تورات را شاهد می‌آورد که در آن‌ها به آمدن پیامبری با نشانه‌های حضرت محمد(ص) بشارت داده شده است. از جمله می‌گوید در انجیل آمده که یوحنّای دیلمی گفت مسیح مرا به دین محمّدِ عربى آگاه کرد و مژده داد که بعد از او خواهد آمد و من نیز به حواریون مژده دادم و آن‌ها به او ایمان آوردند.[۱۱] همچنین عیسى در انجیل گفته است من به‌سوى خداى شما و خداى خودم خواهم رفت و فارِقلیطا خواهد آمد.[۱۲]

    در اشکال به این باور مسیحیان که عیسی خداست هم دو استدلال مطرح می‌کند:

    یکی اینکه اگر عیسی خدا بود، نباید نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت؛ چون عبادت‌های عیسی با این سؤال مواجه می‌شود که کسی که خداست، برای چه‌کسی نماز می‌خوانَد و روزه می‌گیرد.[۱۳]

    استدلال دوم ناظر به این سخن جاثلیق است که می‌گفت عیسی به این دلیل خداست که مرده زنده می‌کرد و نابینا و مبتلا به پیسی را شفا می‌داد.[۱۴] امام رضا اشکال می‌کند که پیامبران دیگری نیز چنین کرده‌اند. پس آن‌ها را هم باید خدا دانست؛ حال‌آنکه مسیحیان آن‌ها را خدا نمی‌دانند. برای مثال یَسَع نیز مرده زنده می‌کرد و نابینا و مبتلا به پیسی را درمان می‌کرد. همچنین حِزقیل نبی نیز ۳۵هزار نفر را شصت سال پس از مرگشان زنده کرد.[۱۵]

    نتیجه

    به‌گزارش راوی حدیث، جاثَلیق در چند جای این گفت‌وگو، پاسخی برای اشکالات امام رضا(ع) پیدا نمی‌کند و ساکت می‌ماند. برای مثال، آنجا که امام رضا(ع) می‌پرسد اگر عیسی خدا بود، برای چه‌کسی نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت، جاثلیق ساکت می‌ماند و پاسخ نمی‌دهد.[۱۶]

    همچنین زمانی که امام رضا(ع) از انجیل، بر نبوت پیامبر اسلام(ص) و بشربودن عیسی شاهد می‌آورد، جاثلیق از او اجازه می‌خواهد که به این پرسش پاسخ ندهد.[۱۷] در پایان مناظره هم جاثلیق به امام رضا می‌گوید: فکر نمی‌کرده است میان عالمان مسلمان کسی مثل امام رضا باشد.[۱۸]

    منابع حدیث

    متن مناظره بار نخست، در کتاب‌های توحید[۱۹] و عیون اخبار الرضا،[۲۰] نوشته شیخ صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) روایت شده است. در احتجاج، نوشته احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) خلاصه آن آمده است.[۲۱] علامه مجلسی هم در بحارالانوار حدیث را از دو کتاب شیخ صدوق روایت کرده است.[۲۲]

    منبع مطلب : fa.wikishia.net

    هفت مناظره معروف امام رضا(ع) با علمای ادیان

    حضرت امام رضا(ع) در مدت اقامت کوتاه خویش در مرو با عالمان ادیان دیگر مناظرات متعددی داشتند که از جمله مشهورترین آن‌ها مناظره با «جاثلیق» مسیحی و «رأس‌الجالوت» یهودی است.

    مشرق نیوز

    شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱ - Sep 24 2022

    کد خبر 457316

    تاریخ انتشار: ۱ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۳

    ۲ نظر چاپ دین

    هفت مناظره معروف امام رضا(ع) با علمای ادیان

    حضرت امام رضا(ع) در مدت اقامت کوتاه خویش در مرو با عالمان ادیان دیگر مناظرات متعددی داشتند که از جمله مشهورترین آن‌ها مناظره با «جاثلیق» مسیحی و «رأس‌الجالوت» یهودی است.

    به گزارش مشرق، مناظرات امام على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ـ فراوان است، ولى از همه مهمتر هفت مناظره است.

    این مناظرات را شیخ صدوق، در کتاب عیون اخبار الرضا آورده و مرحوم علامه مجلسى نیز در جلد 49 بحار الانوار از کتاب عیون نقل کرده و در کتاب مسند الامام الرضا جلد 2 نیز آمده است.

    این مناظرات عبارتند از:

    1ـ مناظره با جاثلیق (عالم بزرگ مسیحی) (1)

    2ـ مناظره با رأس الجالوت (پیشواى بزرگ یهودیان) (2)

    3ـ مناظره با هربز اکبر(3)

    4ـ مناظره با عمران صابى(4)

    این چهار مناظره در یک مجلس و با حضور مامون و جمعى از دانشمندان و رجال خراسان صورت گرفت.

    5ـ مناظره با سلیمان مروزى (5) که مستقلاً در یک مجلس با حضور مامون و اطرافیانش صورت گرفت.

    6ـ مناظره با على بن محمد بن جهم(6)

    7ـ مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره

    هر یک از این مناظرات داراى محتواى عمیق و جالبى است که امروزه هم با گذشت حدود هزار و دویست سال از آن تاریخ رهگشا و بسیار آموزنده و پر بار است، هم از نظر محتوا و هم از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحثها به عنوان نمونه به سراغ مناظره با جاثلیق که در یکى از جلسات بزرگ مامون واقع شده، مى رویم.

    مناظره با چند عالم ادیان

    هنگامى که على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ـ وارد بر مامون شد او به فضل بن سهل، وزیر مخصوصش، دستور داد که پیروان مکاتب مختلف را مانند جاثلیق (عالم بزرگ مسیحى) و راس الجالوت (پیشواى بزرگ یهودیان) و نسطاس رومى (عالم بزرگ نصرانى) و همچنین علماى دیگر علم کلام را دعوت کند تا سخنان آن حضرت را بشنوند.

    فضل بن سهل آنها را دعوت کرد، هنگامى که جمع شدند نزد مامون آمد و گفت: همه حاضرند.

    مامون گفت: همه آنها داخل شوند. پس از ورود، به همه خوش آمد گفت، سپس افزود: من شما را براى کار خیرى دعوت کرده‌ام، و دوست دارم با پسر عمویم که اهل مدینه است و تازه بر من وارد شده، مناظره کنید. فردا همگى نزد من آیید و احدى از شما غیبت نکند. همه گفتند: چشم، همه سر بر فرمانیم ! و فردا صبح همگى نزد تو خواهیم آمد.

    حسن بن سهل نوفلى مى‌گوید: ما خدمت امام على بن موسى الرضا مشغول صحبت بودیم که ناگاه یاسر خادم که عهده‌دار کارهاى حضرت بود، وارد شد و گفت مامون به شما سلام مى‌رساند و مى‌گوید برادرت به قربانت باد! اصحاب مکاتب مختلف و ارباب ادیان و علماى علم کلام از تمام فرق و مذاهب جمعند، اگر دوست دارید قبول زحمت فرموده فردا به مجلس ما آیید و سخنان آنها را بشنوید و اگر دوست ندارید اصرار نمى‌کنم، و نیز اگر مایل باشید ما به خدمت شما مى‌آییم و این براى ما آسان است.

    امام ـ علیه‌السلام ـ در یک گفتار کوتاه و پر معنا فرمود:

    «سلام مرا به او برسان و بگو مى‌دانم چه مى‌خواهى؟ من ان شاء الله صبح نزد شما خواهم آمد»(7)

    نوفلى که از یاران حضرت بود مى‌گوید: وقتى یاسر خادم از مجلس امام بیرون رفت، امام ـ علیه‌السلام ـ نگاهى به من کرد و فرمود: تو اهل عراق هستى و مردم عراق ظریف و باهوشند، در این باره چه مى‌اندیشى؟ مامون چه نقشه‌اى در سر دارد که اهل شرک و علماى مذاهب را گرد آورده است؟

    نوفلى مى‌گوید: عرض کردم او مى‌خواهد شما را به محک امتحان بزند و بداند پایه علمى شما تا چه حد است؟ ولى کار خود را بر پایه سستى بنا نهاده، به خدا سوگند طرح بدى ریخته و بناى بدى نهاده است.

    امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: چه بنایى ساخته و چه نقشه‌اى طرح کرده؟

    نوفلى (که گویا هنوز نسبت به مقام شامخ امام معرفت کامل نداشت و از توطئه مامون گرفتار وحشت شده بود) عرض کرد: علماى علم کلام اهل بدعتند و مخالف دانشمندان اسلامند، چرا که عالم، واقعیتها را انکار نمى‌کند، اما اینها اهل انکار و سفسطه‌اند، اگر دلیل بیاورى که خدا یکى است مى‌گویند این دلیل را قبول نداریم، و اگر بگویى محمد رسول الله است مى‌گویند رسالتش را اثبات کن، خلاصه (آنها افرادى خطرناکند و...) در برابر انسان دست به مغالطه مى‌زنند، و آن قدر سفسطه می‌کنند تا انسان دست از حرف خود بردارد، فدایت شوم از اینها برحذر باش!

    امام ـ علیه‌السلام ـ تبسمى فرمود و گفت: اى نوفلى، تو مى‌ترسى دلائل مرا باطل کنند و راه را بر من ببندند؟

    نوفلى (که از گفته خود پشیمان شده بود) گفت: نه به خدا سوگند من هرگز بر تو نمى‌ترسم، امیدوارم که خداوند تو را بر همه آنها پیروز کند.

    امام فرمود: اى نوفلى، دوست دارى بدانى که مامون از کار خود پشیمان مى‌شود؟

    عرض کرد: آرى

    فرمود: هنگامى که استدلالات مرا در برابر اهل تورات به توراتشان بشنود، و در برابر اهل انجیل به انجیلشان، و در مقابل اهل زبور به زبورشان، و در مقابل صابئین به زبان عبریشان، و در برابر موبدان به زبان فارسیشان، و در برابر اهل روم به زبان رومى، و در برابر پیروان مکتبهاى مختلف به زبان خودشان، آرى هنگامى که دلیل هر گروهى را جدا گانه ابطال کردم به طورى که مذهب خود را رها کنند و قول مرا بپذیرند، آنگاه مامون مى‌داند مقامى را که او در صدد آن است مستحق نیست! آن وقت پشیمان خواهد شد، و هیچ حرکت و قوه‌اى جز به خداوند متعال عظیم نیست: «وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَةاِلا بِالله ِ الْعَلِىِّ الْعَظِیْمِ»

    نوفلى مى‌گوید: هنگامى که صبح شد فضل بن سهل خدمت امام ـ علیه‌السلام ـ آمد و عرض کرد: فدایت شوم پسر عمویت (مامون) در انتظار شماست و جمعیت نزد او حاضر شده‌اند، نظرتان در این باره چیست؟

    امام فرمود: تو جلوتر برو، من هم ان شاء الله خواهم آمد، سپس وضو گرفت و شربت سویقى (8) نوشید و به ما هم داد نوشیدیم، سپس همراه حضرت بیرون آمدیم تا وارد بر مامون شدیم.

    مجلس پر از افراد مشهور و سرشناس بود و محمد بن جعفر (9) با جماعتى از بنى هاشم و آل ابى طالب و جمعى از فرماندهان لشگر نیز حضور داشتند.

    هنگامى که امام ـ علیه‌السلام ـ وارد مجلس شد مامون برخاست، محمد بن جعفر و تمام بنى هاشم نیز برخاستند.

    امام ـ علیه‌السلام ـ همراه مامون نشست، اما آنها به احترام امام ـ علیه‌السلام ـ همچنان ایستاده بودند تا دستور جلوس به آنها داده شد و همگى نشستند. مدتى مامون بگرمى مشغول سخن گفتن با امام ـ علیه‌السلام ـ بود، سپس رو به جاثلیق کرد و گفت:

    منبع مطلب : www.mashreghnews.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید