این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    هم معنی بی تاب

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    هم معنی بی تاب را از این سایت دریافت کنید.

    بی تاب

    معنی بی تاب - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    بی تاب

    /bitAb/

    مترادف بی تاب: بی صبر، بی طاقت، بی قرار، سراسیمه، مضطرب، ناآرام، ناشکیبمتضاد بی تاب: آرام، شکیبا، صبور

    فارسی به انگلیسی

    impatient, restless, agog, eager, frantic, fretful, itchy, resistless, impatient

    مترادف ها

    impatient (صفت)

    بد اخلاق، مشتاق، بی تاب، بی حوصله، بی صبر، نا شکیبا

    لغت نامه دهخدا

    بی تاب. ( ص مرکب ) بیقرار و بی طاقت. ( آنندراج ). آنکه آرام و قرار ندارد. بی قرار. بی طاقت. ( فرهنگ فارسی معین ). ناتوان و ضعیف و زبون و ناشکیبا و بی آرام. ( ناظم الاطباء ) :

    بی رتبت تو گردون بیقدر چون زمین

    با هیبت تو آتش بی تاب چون شرر.

    مسعودسعد.

    هم آخر کار کو بیتاب گردد

    هم او هم کنگره پرتاب گردد.

    نظامی.

    جان کمست آن صورت بیتاب را

    رو بجو آن گوهر کمیاب را.

    مولوی ( مثنوی چ خاورص 23 ).

    دلم بر شوخی مژگان بی تاب تو میلرزد

    که روز و شب بزیر سایه تیغاند آن ابرو.

    میرزا بیدل ( از آنندراج ).

    - بی تاب شدن ؛ ضعیف و ناتوان و بی آرام شدن. ( ناظم الاطباء ).

    - بی تاب و توان ؛ بی آرام و ناتوان.

    - بی تاب و توان کردن ؛ ناتوان کردن. کم زور کردن. ( ناظم الاطباء ).

    فرهنگ فارسی

    ( صفت ) آنکه آرام و قرار ندارد بیقرار بیطاقت .

    بی قرار، بی طاقت، کسی که آرام وقرارندارد

    فرهنگ عمید

    بی قرار، بی طاقت، کسی که قرار و آرام ندارد.

    دانشنامه عمومی

    پی تاپ روستایی در دهستان هیت بخش مرکزی شهرستان قصرقند استان سیستان و بلوچستان ایران است.

    بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۶۰ نفر (۱۵خانوار) بوده است.

    wiki: بی تاب

    بی تاب (فیلم ۱۹۸۳). بی تاب (Betaab) یک فیلم هندی به کارگردانی راهول راویل که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به سانی دئول و آمریتا سینگ اشاره کرد.

    ۵ اوت ۱۹۸۳ (۱۹۸۳-08-۰۵)

    این فیلم در ایران توسط مؤسسه پارسیان دوبله و پخش شده است.

    wiki: بی تاب (فیلم ۱۹۸۳)

    گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

    فارسی به عربی

    نافذ الصبر

    پیشنهاد کاربران

    نام بهترین آهنگ انگیزشی ایران از مهراد هیدن و اصل کار که الهام بخش و انگیزه بخش خیلیا شده: )

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع : abadis.ir

    معنی بی تاب

    معنی واژهٔ بی تاب در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    بی تاب

    لغت‌نامه دهخدا

    بی تاب . (ص مرکب ) بیقرار و بی طاقت . (آنندراج ). آنکه آرام و قرار ندارد. بی قرار. بی طاقت . (فرهنگ فارسی معین ). ناتوان و ضعیف و زبون و ناشکیبا و بی آرام . (ناظم الاطباء) :

    بی رتبت تو گردون بیقدر چون زمین

    با هیبت تو آتش بی تاب چون شرر.

    مسعودسعد.

    هم آخر کار کو بیتاب گردد

    هم او هم کنگره پرتاب گردد.

    نظامی .

    جان کمست آن صورت بیتاب را

    رو بجو آن گوهر کمیاب را.

    مولوی (مثنوی چ خاورص 23).

    دلم بر شوخی مژگان بی تاب تو میلرزد

    که روز و شب بزیر سایه ٔ تیغاند آن ابرو.

    میرزا بیدل (از آنندراج ).

    - بی تاب شدن ؛ ضعیف و ناتوان و بی آرام شدن . (ناظم الاطباء).

    - بی تاب و توان ؛ بی آرام و ناتوان .

    - بی تاب و توان کردن ؛ ناتوان کردن . کم زور کردن . (ناظم الاطباء).

    جست‌وجوی بی تاب در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای بی تاب

    منبع : www.vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 6 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید