این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    پیشه ور در جدول

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    پیشه ور در جدول را از این سایت دریافت کنید.

    پیشه ور در حل جدول جواب

    پیشه ور در حل جدول جواب را از این سایت دریافت کنید.

    پیشه ور در حل جدول جواب

    دسته بندی : جوابگو مطالب سایت

    جواب و پاسخ پیشه ور در حل جدول بازی جدولانه از سایت جوابگو دریافت کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    جواب : کاسب.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟

    بله خیر بدون پاسخ ادمین

    آخرین مطالب

    معنی پول کم ارزش معنی درختی جنگلی

    معنی سومین پایتخت امپراطوری عثمانی

    معنی تاشدگی و انحنا معنی بهشت معنی چاق و قد کوتاه معنی کنار

    معنی پیشوای روحانی تبت

    معنی شبه جزیره ای در آمریکای شمالی

    معنی نام قدیم چناران

    معنی گیاه

    مطالب تصادفی

    نفوذ به یک سیستم کامپیوتری می باشد در حل جدول جواب

    معنی تچ کل در زبان مازندرانی

    عامل انسانی کارخانه ها در حل جدول جواب

    از آلبوم‌های حسام‌الدین سراج در سال 1374 در حل جدول جواب

    جارزننده در حل جدول جواب

    قمر زحل در حل جدول جواب

    معنی هادف در لغت نامه دهخدا

    فلسفه ارسطو در حل جدول جواب

    مترادف و متضاد گازر

    معنی چغزیدن در لغت نامه دهخدا

    سنگ عایق در حل جدول جواب

    معنی مفزع در فرهنگ معین

    واحد فیزیک در حل جدول جواب

    معنی خانگی محال در لغت نامه دهخدا

    معنی اسوردلوسک در لغت نامه دهخدا

    remainder به فارسی معنی ترجمه انگلیسی

    معنی عقاب کردن در فرهنگ هوشیار

    شعبه به عربی ترجمه معنی

    l psnara به فارسی معنی ترجمه سوئدی

    یک سویه در حل جدول جواب

    آفتابی‌ سازی‌ به انگلیسی ترجمه معنی

    منبع مطلب : nexinfo.ir

    پیشه ور

    معنی پیشه ور - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    پیشه ور

    /piSevar/

    مترادف پیشه ور: بازرگان، پیله ور، تاجر، سوداگر، صنعتکار، صنعتگر، کاسب، محترف، محترفه، معامله گر

    فارسی به انگلیسی

    tradesman, craftsman, artisan, merchant

    مترادف ها

    craftsman (اسم)

    هنرپیشه، هنرمند، پیشه ور، صنعت گر، نویسنده، پیشه کار

    artificer (اسم)

    هنرمند، صنعت کار، پیشه ور

    tradesman (اسم)

    پیشه ور، افزارمند، سوداگر، دکان دار، کاسب

    لغت نامه دهخدا

    پیشه ور. [ ش َ وَ ] ( اِخ ) دهی جزو بخش مرکزی شهرستان رشت. واقع در 12 هزارگزی شمال خاوری رشت و 4 هزارگزی شمال شوسه رشت به لاهیجان. جلگه ، معتدل ، مرطوب ، دارای 848 تن سکنه. آب آن از خمام رود از سفید رود. محصول آنجا برنج و ابریشم و صیفی کاری. شغل اهالی آنجا زراعت و راه آن مالروست. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).

    پیشه ور. [ ش َ / ش ِ وَ ] ( ص مرکب ) محترف. ( دهار ). صانع. قراری. ( منتهی الارب ). صنعتگر. اهل حرفه. و صاحب هنر. ( آنندراج ). صنعتکار. استادکار. پیشه کار. پیشه گر : و پیشه ور و بازرگان بیشتر غریب اند زیرا که مردمان این ناحیت ( قارن ) جز لشکری و برزیگر نباشند. ( حدود العالم ).

    نه مرد کشاورز و نه پیشه ور

    نه خاک و نه کشور، نه بوم و نه بر.

    فردوسی.

    بدکانش بنشست گشتاسب دیر

    شد آن پیشه ور از نشستنش سیر.

    فردوسی.

    سپاهی نباید که با پیشه ور

    بیکروی جویند هر دو هنر.

    فردوسی.

    کشاورز یا مردم پیشه ور

    کسی کو برزمت نبندد کمر...

    فردوسی.

    حرامست می در جهان سر بسر

    اگر پهلوانست ، اگر پیشه ور.

    فردوسی.

    ز فرمان بگشتند فرمانبران

    همان پیشه ور مردم مهربان.

    فردوسی.

    ز هر پیشه ور انجمن گرد کرد [جمشید]

    بدین اندرون نیز پنجاه خورد.

    فردوسی.

    جهان ما چو یکی زود سیر پیشه ور است

    چهار پیشه کند هر یکی بدیگر زی.

    منوچهری.

    ز شاهانی ، ار پیشه ور گوهری

    پدرورزگر داری ، ار لشکری.

    اسدی.

    زیرا که جمله پیشه وران باشند

    اینها بکار خویش درون مضطر.

    ناصرخسرو.

    سالار پیشه ور نبود هرگز

    بل پیشه ور رهی بود و چاکر.

    ناصرخسرو.

    که پیشه ور از پیشه بگریخته ست

    بکاردگر کس در آویخته ست.

    نظامی.

    تا به نعمان خبر رسید درست

    کانچنان پیشه ور که درخور تست

    هست نام آوری بکشور روم

    زیرکی کو ز سنگ سازد موم.

    نظامی.

    که هر پیشه ور پیشه خود کند

    جز این گرچه نیکی کند بد کند.

    نظامی.

    چنان مان بهرپیشه ور پیشه ای

    که در خلقتش ناید اندیشه ای.

    نظامی.

    بپایان رسد کیسه سیم و زر

    نگردد تهی کیسه پیشه ور.

    بیشتر بخوانید ...

    فرهنگ فارسی

    ( صفت ) اهل حرفه صنعتگر صانع صنعتکار پیشه کار پیشه گر : و پیشه ور و بازرگان بیشتر غریب اند زیرا که مردمان این ناحیت ( قارن ) جز لشکری و برزیگر نباشند. توضیح فرهنگستان پیشه وران ( جمع پیشه ور ) را بجای کسبه و اصناف پذیرفته است .

    دهی جزو بخش مرکزی شهرستان رشت

    پیشه کار، پیشه گر، کسی که کاروهنروپیشه دارد

    فرهنگ معین

    ( ~. وَ ) (ص مر. ) دارای پیشه ، کسی که دارای کار و هنری است .

    فرهنگ عمید

    کسی که دارای کار و هنر و پیشه است، پیشه کار، پیشه گر، دارای پیشه: به پایان رسد کیسهٴ سیم و زر / نگردد تهی کیسهٴ پیشه ور (سعدی۱: ۱۶۵ ).

    دانشنامه عمومی

    مختصات: ۳۷°۱۸′۵۰″ شمالی ۴۹°۴۱′۲۱″ شرقی / ۳۷٫۳۱۳۸۹°شمالی ۴۹٫۶۸۹۱۷°شرقی / 37.31389; 49.68917

    پیشه ور، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رشت در استان گیلان ایران.

    این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۰۴ نفر (۲۱۵خانوار) بوده است.

    wiki: پیشه ور

    گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

    فارسی به عربی

    تاجر

    پیشنهاد کاربران

    کاسب

    فارسی به عربی :المحترف

    پیشه ور : تحریف پیشه وار یعنی مشاغلی شبیه به دست فروشی

    صاحب حرفه/حرفت ، اهل حرفه/حرفت

    صنعتگر ، مغازه دار کاسب . . . . the man of industry

    اهل حرفه. [ اَ ل ِ ح ِ ف َ / ف ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پیشه ور. صاحب حرفه. و رجوع به تذکرةالملوک چ 2 ص 49 شود.

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع مطلب : abadis.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 4 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید